خانواده های ایرانی باز تولید نمی شوند

 . خانواده های ایرانی باز تولید نمی شوند واین یعنی تغییر درساختار آینده ی جامعه  ، چرا که خانواده مهم ترین و کوچکترین نهاد جامعه است و همه چیز از همین نهاد کم تر از4 نفره وحداکثر6 نفره شروع می شود .(البته این تعداد نفرا ت در خانواده  تا زمانیست که تنظیم خانوده ی جدید بعضی ها اجرا نشه!!!!!!)

نمودهایی در خانواده های  امروزی مشاهده می شود که متفاوت با خانواده های سنتی ایرانی است. در این خانواده های جدید  نشانه هایی از زنانه شدن و فرزند سالاری مشاهده می شود.

در خانواده های سنتی ایرانی تنها کسی که اقتدار در خانواده را در دست داشت مرد بود اما امروزه مردان در خانواده نقش حاشیه ای پیدا کرده اند . مردان در خانواده های امروزی نقششان از سرپرست بودن به بخش تدارکات تغییر کرده است.

خرید لوازم خانه، چیدن دکوراسیون و نشان دادن الگوی مصرف و توزیع ثروت در خانواده بر اساس سلیقه ی زنان است و مردان تنها وظیفه ی تامین هزینه های مربوط به آن را دارند..

با یک پرسش ساده از فرزندان می توان به این مسئله پی برد که روابط خانوادگی خانواده ها به کدام سمت می رود .به سمت طایفه ی مادری می رود و فرزندان با خانواده ی مادری بیشتر احساس نزدیکی می کنند.

از تغییرات جدید دیگر خانواده های ایرانی فرزند سالاری است .فرزندان می دانند که چگونه با تحت تاثیر قرار دادن احساسات والدین ، خواسته های خود را در اولویت خواسته ها و نیاز های خانواده قرار دهند .

 از نظر من کوتاه آمدن والدین در برآوره کردن نیاز های فرزندان به خاطر ترس از کمرنگ شدن نقششان به عنوان والدین است..والدین با در اولویت قرار دادن خواسته های فرزندان در برابر تغییراتی که از اهمیت والدین در نگاه فرزندان می کاهد مقاومت می کنند .والدین با پررنگ کردن نقش اقتصادی خود ،نقش خود را به عنوان سرپرست فرزندان حفظ می کنند.نمونه ی بارز آن نقش اقتصادی خانواده در مراسم خواستگاری است .دیگر خانواده به عنوان سرپرست و یا برای نشان دادن  حیثیت  و اصل و نسب خانوادگی دراین مراسم شرکت نمی کنند بلکه حضورآنها نمادین و بیشتر نقش اقتصادی آنها در رابطه با فرزندانشان  در این مراسم مطرح است.

 

دانشجوها به این همایشها برییییید

چند روز پیش همایشی در رابطه بادستاوردها وچالش های جامعه شناسی در دانشکده علوم اجتماعی تهران تشکیل شده بود و ظاهرا برنامه ی مهمی بوده که هر دو سال یه بار هم تشکیل میشده .

یکی از بچه ها که رفته بود می گفت اساتید بیشتر از دانشجوها به این همایش اومده بودندو از من گله مند بودکه چرا نرفتم .من هم کلی عذرو بهونه آوردم ولی بعدش که فکر کردم دیدم من آدمی ام که اگه یه چیزی رو بخوام به خاطرش تا قله ی قاف ام میرم  و زمین و آسمونو بهم میریزم تا به چیزی که می خوام برسم ولی با آوردن این همه بهونه برای نرفتن به همایشی به این مهمی فهمیدم که رشته ام انقدرها هم برام مهم نیست یعنی انقدر بهش علاقه مند نشدم که به خاطرش تا دانشکده علوم اجتماعی تهران برم. 

این جوری میشه که وقتی از آدم می پرسند بالاخره گرایش مورد علاقه ات رو در این رشته پیدا کردی یا نه؟ جوابی براش نداری چون جوابش تو همین همایشها و جلسات که من نمیرم.

پ.ن :حالااگه شما هم به بهانه های مختلف نتونستید به این همایش برید می تونید گفت و گو های اساتید را در لینک زیر مشاهده کنید

http://www.isa.org.ir/node/2354

رونمایی از "چهار چهارشنبه در یک کلاه‌گیس"

رونمایی از "چهار چهارشنبه در یک کلاه‌گیس"

اولین کتاب بهاره رهنما با عنوان "چهار چهارشنبه در یک کلاه‌گیس" رونمایی می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر، در ادامه سلسله جلسات ادبی "رنگ واژه" مجموعه داستان بهاره رهنما نویسنده و بازیگر سینما و تلویزیون تحت عنوان "چهار چهارشنبه در یک کلاه‌گیس" رونمایی می‌شود.

جلسه رونمایی از این کتاب با حضور اهالی سینما و ادبیات برگزار می‌شود.

این نشست ساعت 17 روز شنبه هفته آینده (4 مهرماه) در آتلیه نقاشی علیرضا مجابی (م آذرفر) واقع در ضلع جنوب غربی فلکه دوم صادقیه، برج طلا، طبقه هفتم، واحد دو برگزار می‌شود

منبع :مهر

مقاله (ماهواره و فرهنگ ایرانی )

اگر یه زمانی تو مدرسه می نشستیم راجع به سریالهای تلویزیونی خودمون حرف میزدیم ولی حالا دیگه حتی جومونگ هم ترجیح میدیم از شبکه های ماهواره ای ببینیم  . اگر آپارتمان نشین باشید حتما رو پشت بوم خونتون  10، 20 تایی ماهواره هست  .

ماهواره رسانه ای شده که به هیچ وجه گریزی ازش نیست. اگر در یک دوره ای ماهواره ها رو از پشت بومها جمع می کردند حالا دیش هایی اومده که توی خونه وصل میشه و حتما پس فردا ، جیبیش هم میاد. فعلا  تنها کاری که برای مبارزه با تهاجم فرهنگی ماهواره از دست کسانی که نگران  نابودی فرهنگ های قومی و ملی ما هستند بر میاد ،  پارازیت انداختن هاست .اونم نه توی همه ی محله ها.

پارازیت انداختن ها هم یه روزی تموم میشه و ما باید این مسئله رو قبول کنیم که مشکل از خود ماهاست.ما که ادعامون میشه  ما ایرانی ها فرهنگ غنی داریم ،  پس چرا انقدر از تهاجم فرهنگی غربی ها می ترسیم .چرا وقتی فناوری ماهواره وارد کشور ما شد ما با فرهنگ ایرانی خودمون از اون استفاده نکردیم ؟ چرا وقتی روبروی این صفحه ی جادویی میشینیم همه ی فرهنگ و اصلیت خودمون رو فراموش می کنیم ؟

ما به فرهنگ غربی گرایش پیدا می کنیم چون فرهنگ ایرانی به خوبی در ما درونی نشده و برای حفظ  فرهنگ های قومی و ملی ما  مثل شرکت های آمریکایی  سرمایه گذاری نکردندو و تبلیغاتی  صورت  نگرفته  .ما فقط  وقتی تیم ملی مون بعد از صدو بیست و سال میره جام جهانی و یه وقت هایی هم نمیره و میگیم قربون همون تیم چلسی و منچستر ، یادمون میاد که ایرانی هستیم و ایرانی بودنمون بهمون گوشزد میشه.

 ما به یاد آوری ارزشهای فرهنگی از طریق ساخت برنامه های تلویزیونی  و تبلیغات احتیاج داریم و با گنجاندن فرهنگ های قومی و ملی در کتاب های درسی می تونیم بقاء فرهنگ ایرانی رو تضمین کنیم وبه خاطر ترس از  نابودی فرهنگ ایرانی قدرت انتخاب رو از مردم نگیریم و بگذاریم خودشون با رجوع به ارزشهای فرهنگی  که به خوبی در آنها درونی شده  انتخاب کنند .

 پ.ن : به نظر شما داشجویان عزیز ، در استفاده از فناوری های جدید(ماهواره ، ام ام اس و...) چه راه کارها و پیشگیری هایی را می توان پیشنهاد کرد  تا به ارزشهای  فرهنگ ایرانی لطمه وارد نشود و ما دچار غرب زدگی نشویم  ؟

مقاله (هویت ثبت نشده ی دوجنسی ها )

هویت ثبت نشده ی دوجنسی ها

دختر یا پسر بودن ، ابتدایی ترین هویتی است که از بدو تولد به فرد داده می شود وهمین ابتدایی ترین هویت که از روی اندام جنسی و بدن فرد تعیین می شود دیگر هویت هایی را که در آینده از سوی جامعه به فرد داده می شود(مادر بودن ، پدر بودن و..) را تحت تاثیر قرار می دهد .نقش ها و پایگاه های  اجتماعی و منزلت فرد با توجه به داشتن اندام جنسی زنانه یا مردانه تحت تاثیرقرار می گیرد و بدن فرد است که زندگی او را جهت می دهد.

یک زن با داشتن تمام اندام های جنسی زنانه زن تلقی می شود و مرد بودن نیزچنین است، اما کسانی هستند که از روی اندام های جنسی و بدن آنها نمی توان یکی از هویت های  زن یا مرد  را برای آنها تعیین کرد.دوجنسی هایی که به خاطر داشتن علائم جنسی زنانه و مردانه با هم ، مورد طرد جامعه قرار می گیرند.

 در بعضی جوامع تشکیل نهاد خانواده که از مهم ترین و ابتدایی ترین نهاد هاست فقط با حضور یک فرد با ویژگی های جنسی زنانه ویک مرد با ویژگی های جنسی مردانه مورد قبول است واز نظر آنها دو جنسی هایی که هر دو ویژگی  را دارا هستند نظم موجود در تشکیل خانواده را برهم می زنند و از آنجایی که یک فرد دو جنسی نمی تواند نقش هایی راکه  جامعه برای زن یا مرد در نظر گرفته را ایفا کند و دارای پایگاه های اجتماعی گردد ونیزهویتی به نام دوجنسی بودن مورد پذیرش نمی باشد جامعه بدن انها را مجبور به اصلاح می کند ودو جنسی هایی که از وضعیت خود راضی هستند و با اصلاح جنسیت است که آنها دچار مشکل می شوند مجبور هستند که برای ادامه ی زندگی ومورد قبول واقع شدن در جامعه  یکی از دو جنس زن یا مرد را انتخاب کنند تا بتوانند دارای هویتی گردند که دیگر هویت ها وابسته به آن است.

ادبی

عشق، به سبک ایرانی, مقاله‌ای در نقد "سانسور یک داستان عاشقانه‌ی ایرانی" نوشته‌ی شهریار مندنی پور

این متن، برگردان فارسی مقاله‌ای در نقد و تحلیل "سانسور یک داستان عاشقانه ی ایرانی" نوشته‌ی شهریار مندنی پور است. "جیمز وود" نویسنده‌ی این مقاله، منتقد ارشد ادبی روزنامه‌ی گاردین از سال 92 تا 95 بوده و سردبیری "The new Republic" را تا سال 2007 بر عهده داشته. وی هم‌اکنون پروفسور نقد ادبی در دانشگاه هاروارد است و برای مجله‌ی نیویورکرمطلب می‌نویسد. از او تا کنون آثار بسیاری در نقد و تحلیل شاهکارهای ادبی جهان منشر شده

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گاهی نویسندگان ادبیات خفیفِ جوامع لیبرال دموکرات، آرزو می‌کردند کسی جلوشان را بگیرد. وقتی اجازه‌ی نوشتن هر چیزی را دارید، روبرو شدن با موضوعاتی که می‌خواهید بنویسید می‌تواند بسیار مشکل باشد.وقتی که انتخاب بسیار دشوارِ بین "متانت" و "دریده‌گی" در متن آن‌ها را از خلق اثری پرمایه باز می‌دارد. ما از زندگی چه می‌دانیم؟ جهان‌گردی ما تبدیل به حرکت ساده و بی دردسر روی نقشه‌های بی‌ سر و ته گوگل شده. هیچ چیز محدودمان نمی‌کند. اتفاقاً ما به حال بداقبال‌هایی که در جوامعی زندگی می‌کنند که هنوز ادبیات آن‌قدر برایشان مهم است که سانسور شود، غبطه می‌خوریم، جایی که دست‌مزد نویسنده‌ها می‌تواند زندان باشد. چه می‌شد اگر ادبیات کمی برایمان حیاتی‌تر بود؟ چه می‌شد اگر از هرچیزی کمتر برخوردار بودیم؟ در آن‌صورت فرهنگ ادبی ما حساس‌تر و البته همراه با تفکری خلاق‌تر بود. به جای غرق شدن، تشنگی‌ وادار به خلاقیتمان می‌کرد. استعاره زاییده‌ی استبداد است و بس.

برای مشاهده ی ادامه مطلب بروید به اینجا

یادداشت (کوچه بازاری )

 کوچه بازاری

یه سری از لفظ ها رو نباید هرجایی بکارشون ببری چون اگر این کاررو بکنی بهت میگن چرا مثل کوچه بازاری ها حرف میزنی و این حرف به آدم مخصوصا اونایی که برای خودشون دکتر مهندسی شدند  برمی خوره چون کوچه بازاری ها از دید مردم آدم های سطح پایین هستند و معمولا توده ی مردم رو تشکیل می دهند .

ولی اگربا یه دید دیگه ای به این الفاظ کوچه بازاری نگاه کنیم متوجه میشیم که چقدر این الفاظ باارزشند وما نباید به بهونه ی اینکه باید فارسی را پاس بداریم اونها رواز دایره ی لغاتمون حذف کنیم .چون این الفاظ همین طور که از اسمشون پیداست از دل کوچه و بازار ومردم نشات میگیره و برای خودش فرهنگ لغاتیست که هیچ جای دنیا پیدا نمیشه جز تو کوچه بازارهای ایرانی و بیشترسرزبون جوونها که همیشه دوست دارند رها باشند و به قول خودمون هر طوری که بیشتر بهشون فاز میده حرف بزنن وتوی دو سوت  آمارطرف رو بدند .

این الفاظ مورد انتقاد بعضی افراد مخصوصا نسل دیروزی هاست و اونها معتقدند که استفاده ی جوونها از این الفاظ زبان فارسی را به ابتذال می کشد و به این نکته توجه نمی کنند که همین الفاظ ویژگی به گروه جوانان داده که اونها رو از دیگر صنف ها جدا می کند و در ضمن از نظر زیبایی نیز دارای ارزش اند.

مقاله (پشت هر مرد قدرتمندی یک زن ضعیف است)

پشت هر مرد قدرتمندی یک زن ضعیف است

 زنها نمی تونند از عهده ی کارهای سخت بر بیایند. زنها نمی تونند عاقلانه فکر کنند . زنها ضعیف هستند

زنها نمی دانند ونمی توانند

اما واقعیت غیر از این است زنها  هم می توانند هم می دانند زنان باهوش تر از مردان هستند و اگر اداره ی امور به زنان سپرده شود دنیا گلستون میشود ، اما در این دنیای مرد سالار زن نمی تواند دربرابر موجود قدرت طلبی که  فکر می کند تنها کسی است که باید رئیس باشد و امور را در دست داشته باشد این  توانایی ها را بروز دهد .

این زن است که باید نیازمند مرد باشد و روابط طوری شکل میگیرد که زن ، به دنبال توجه مرد باشد.در صورتیکه یک مرد هم بدون حضور زن قادر به ارضای ابتدایی ترین نیازهایش نیست و بدون زن از داشتن مهم ترین سرمایه یعنی فرزند محروم می شود چون  فرزند عامل قدرتمند بودن مرد می باشد (مخصوصا اگه پسر باشه ) .

زنان خودشان را به ندانستن ونتوانستن میزنند تا از طرف مردها مورد تایید و توجه قرار گیرند چون مردها باید قدرتمند تر و برتر نشان داده شوند . اگر زنی بخواهد مانند یک مرد قدرت نمایی کند و همپای او شود از سوی مردها طرد می شود و در  جامعه ای  که زن با حضور در کنار یک مرد معنا پیدا میکند ، او با طرد شدن از سوی مردها دچار مشکل می شود پس زن مجبور است تظاهر کند که ضعیف تر از مرد است.

بدون حضور زنی که تظاهر به ضعیف بودن میکند مرد قدرتمندی هم وجود ندارد . زن  به مرد یادآوری می کند که او قدرتمند تر و برتر است واگر مردی هم  در جامعه دچار سرخوردگی  شود و نتواند قدرت نمایی کند در خانواده  با اعمال قدرت بر زن  که معمولا با خشونت  همرا ه است  حس قدرت طلبی خود را ارضا میکند.

گزارش فروش فیلم‌‌ها

گزارش فروش فیلم‌‌ها/
"کیش و مات" پرفروشترین فیلم روی پرده/ ستاره‌ها می‌فروشند
رونق اکران فیلم‌های روی پرده را می‌توان بیش از هر چیز به استقبال مخاطب از ستاره‌هایی نسبت داد که این روزها می‌توان تصاویرشان را بر سردر سینماهای شهر دید.

به گزارش خبرنگار مهر، به نظر می‌رسد "کیش و مات" به کارگردانی جمشید حیدری پدیده اکران دوم تابستان است. فیلمی که پیش از این تصور نمی‌شد بتواند در جذب مخاطب به این اندازه موفق باشد. فیلم تازه حیدری که در 17 سالن روی پرده رفته پس از 12 روز نمایش در سینماهای تهران 137 میلیون تومان فروش داشته است.

"کیش و مات" که یکی از پربازیگرترین فیلم‌های روی پرده است، داستان جوانی به نام بهروز است که دست به هر کاری می‌زند شکست می‌خورد. بهروز به جای اینکه دلیل ناکامی‌هایش را بیابد، فکر می‌کند آدمی بدشانس است و چون بدشانسی‌هایش تداوم می‌یابد، دست به خودکشی می‌زند.

حمید گودرزی، الناز شاکردوست، نیما شاهرخشاهی، بهنوش بختیاری، اکبر عبدی، محمدرضا هدایتی، احمد پورمخبر، شهره لرستانی، سعید پیردوست، مهدی میامی و علی صادقی بازیگران فیلم هستند. الناز شاکردوست و اکبر عبدی بازیگرانی هستند که این روزها دو فیلم روی پرده دارند. شاکردوست ستاره نسل تازه وعبدی ستاره محبوب دهه 60 به عامل جذب مخاطب در فیلم‌های اکران تابستان تبدیل شده‌اند.

پس از "کیش و مات"، فیلم سینمایی "پستچی سه بار در نمی‌زند" به کارگردانی حسن فتحی پرفروش‌ترین فیلم روی پرده است. این فیلم که داستانی دلهره‌آور درباره سه مقطع تاریخ معاصر دارد و مانند بیشتر آثار این کارگردان کاوشی در دل تاریخ سرزمین ایران است در 15 سالن روی پرده رفته است.

"پستچی..." پس از 11 روز نمایش 115 میلیون تومان فروش داشته است. علی نصیریان، محمدرضا فروتن، باران کوثری، رویا تیموریان، پانته‌آ بهرام و لیلا زارع بازیگران این فیلم هستند.

"دلخون" به کارگردانی محمدرضا رحمانی که فضایی تلخ و اجتماعی دارد دیگر فیلم اکران دوم تابستان است که تا اندازه‌ای در جلب مخاطب موفق بوده است. موفقیت فیلم را بیش از هرچیز باید به حساب بازیگران اصلی‌اش الناز شاکردوست و حامد بهداد گذاشت که تبلیغات فیلم هم بر حضور آنها تاکید می‌کند.

دومین فیلم رحمانی داستان مردی است که به اتهام قتل همسرش در زندان است، حضور یک وکیل زن و ارتباطی که بین آنها به وجود می‌آید اتفاق‌هایی را برای‌شان رقم می‌زند. "دلخون" پس از 12 روز نمایش در 12 سالن 90 میلیون تومان فروش داشته است.

"خاک‌‌آشنا" به کارگردانی بهمن فرمان آرا در 12 سالن روی پرده رفته پس از 12 روز نمایش در سینماهای تهران 52 میلیون تومان فروش داشته است. فیلم تازه فرمان‌آرا که برای نمایش عمومی کوتاه شده، داستان هنرمند نقاشی است که در روستایی دورافتاده زندگی می‌کند و ارتباطش با یک جوان او را دوباره به زندگی پیوند می‌زند.

تیم بایزگران فیلم تازه فرمان‌آرا شبیه فیلم‌های قبلی او است. رضا کیانیان، بیتا فرهی، رعنا آزادی‌ور و بابک حمیدیان نقش‌های اصلی "خاک‌آشنا" را بازی می‌کنند.

"چشمک" به کارگردانی جهانگیر جهانگیری که در 22 سالن روی پرده رفته پس از پنج روز نمایش 44 میلیون تومان فروخته است. "چشمک" که یک فیلم کمدی پربازیگر است در روزهای اول اکران توانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند. اکبر عبدی، افسانه بایگان، حدیث فولادوند، رضا رویگری، یوسف تیموری، ارژنگ امیرفضلی و رابعه اسکویی بازیگران این فیلم هستند.

اکران "پسر تهرونی" به کارگردانی کاظم راست‌گفتار همچنان در 12 سالن ادامه دارد. این فیلم سینمایی پس از 44 روز نمایش در سینماهای شهر 740 میلیون تومان فروش داشته است. محمدرضا شریفی‌نیا، امین حیایی، شقایق فراهانی، طناز طباطبائی و فلامک جنیدی بازیگران این فیلم سینمایی هستند. "پسر تهرونی" داستان پدری است که قصد دارد پسرش را وادار به ازدواج کند.

به نظر می‌رسد اکران دوم تابستان با استقبال مخاطبان مواجه شده است و با توجه به شرایط اجتماعی سینماها تا ماه رمضان روزهای پررونقی را پشت سر بگذارند، اکران ماه رمضان می‌تواند در معادلات سینمای ایران و فروش فیلم‌های روی پرده تغییرهایی به وجود بیاورد

منبع :مهر

یادداشت ( کی گفته جیگرکی مال مردهاست )

کی گفته جیگرکی مال مردهاست

یادمه یه بار مامانم بهم گفت که زمان ما اگه یه دختر چادری توی محله ی دروازه قار شلوار لی پاش میکرد (مثل مامان من ) بهش متلک مینداختند 

اون موقع ها  اگه یه دختری تو کوچه آدامس می خورد می گفتند چه دختر جلفـــــــی . یا اگه دختر بدبخت مثل هر آدم دیگه ای  گشنش میشد نمی تونست بره جیگری یه ده تا سیخ جیگر با نوشابه و دوغ بخوره ویه  آخــــیـش هم تهش بگه چون می گفتند یه دختر توی جایی مثل جیگرکی که مردها به اسم خودشون سند زدند جیـــگر بخوره  ، وااااای دیگه چی ، دوره آخر زمونه مادر.

انگار که یه کتاب قانون نوشته نشده برای دختر ها درست کرده بودند که مجازند در چه مکانهایی چه کار هایی انجام بدهند و چه کار هایی رو نمی تونند انجام بدهند. هر دختری هم ازاین  مقررات سرپیچی می کرد مجازات میشد . مجازاتشم این بود که  یک سری انگ ها رو بهش میزدند. اونم به خاطرچی ، به خاطر اینکه دوست داره مثل  یه پسرهر جا که دوست داره آدامس بخوره و اتفاقا شلق شلق هم بکنه.

 به نظر من ما از مادرها و مادر بزگ هامون خوش بخت تریم چون همین الان اگه به من بگی بیا بریم جیگرکی بدجوری پایه ام و هراسی هم ندارم چون می دونم انقدر سطح فکر مردم بالا رفته که اگه منو تو جیگرکی ببینن پیش خودشون میگن خب اینم طفلی هوس جیگر کرده.

ما خوش بخت تریم چون هر جا که دوست داریم آدامس میخوریم و  با چادر، شلوار لی پامون می کنیم و لباسهای رنگارنگ می پوشیم  و کسی هم به خاطر کار هایی که حقمونه بهمون انگ نمی زنه   

کتابی که من خوانده ام (سفر به گرای 270 درجه )

کتابی که من خوانده ام

سفر به گرای 270 درجه( نوشته احمد دهقان)

اولین  رمانی که هر چه بیشتر خوندمش  فهمیدم توی این رمان خبری از  دخترو پسرهایی که عاشق میشن و آخرش هم بهم نمی رسند نیست. اگه رمانهای دیگه رو دوست داشتم زود بخونم وبفهمم که آخرش چی میشه این رمان یک ماه خوندنش طول کشیدو بعضی از جمله هاشو چند بار می خوندم  چون احساس می کردم خیلی به واقعیت نزدیکه .

این رمان درباره دوران جنگه. همون دورانی که نسل دیروزی ها به هردری میزنن تا به ما نسل امروزی ها بهفمونند که توی اون دوران چه سختی هایی کشیدند. این کتاب مثل هیچ کدوم از فیلم های دفاع مقدسی که تاحالا دیدم و حرفها یی که درباره جنگ شنیدم نیست.توی اکثر فیلم ها ازرزمنده ها طوری صحبت میشه که آدم احساس میکنه اونا چقدر با ما فرق داشتندو حتما فرشته ای چیزی بودند .

 تو فیلم ها رزمنده ها  یک جورایی زیادی آرمانی جلوه داده میشن و برای همینم هست که نسل امروزی خودش رو خیلی دور از اونا میبینه و نمی تونه درکشون کنه یا حتی بهشون فکر کنه .جنگ و آدم هاش رو اون طوری که بوده برای ما تعریف نکردند. جوونهای رزمنده رو طوری برامون تعریف کردند که انگاراونا جوون نبودند و علاقه ای به زندگی کردن نداشتند  .ولی این طوری نیست لا اقل توی این رمانی که من خوندم رزمنده این طوری نبود .این کتاب نمی خواد مثل بقیه تو توصیف اوضاع و احوال زمان جنگ و خود جنگ اغراق کنه .این کتاب ازهمه جای جنگ میگه از سوسوی فانوس چادرها و بلوغ شدن نوجوون بسیجی تو جبهه و شوخی های رزمنده ها  تا خون و خونریزی وشهید شدن و ترس ، ترسی که هر آدمی وقتی با مرگ روبرو میشه پیدا می کنه ، حتی رزمنده ای که با پای خودش رفته جبهه.

اگر نگاه خوبی به جنگ وآدم های جنگ ندارید ، این کتاب رو بخونید .مطمئنم نظرتون راجع به جنگ تغییر می کنه ودر آخر ممنون از کسی که این کتاب رو به من معرفی کرد .

زنان در دنیای مجازی راحت ترند

زنان در دنیای مجازی راحت ترند

 

دکتر احمدنیا در وبلاگشون یادداشتی به نام بکنم یا نکنم ...!گذاشتند در مورد زنی که تصمیم گرفته وبلاگی داشته باشه واز شوهرش اجاز ه خواسته و شوهرش هم مخالفت کرده  البته خانم کم نیاورده و وبلاگ و راه انداخته چون در دنیای مجازی نیاز به اجاز ه گرفتن از با با و شوهر و اینا نداره .این پست دکتر احمدنیاباعث شد تا من یاداشتی در مورد وبلاگ نویسی زنان بنویسم

وبلاگ نویسی برای زنان مخصوصا زنان ایرانی این فرصت رو ایجاد کرده تا بتونند از قید ایدئولوژهای مردسالارانه رها بشن.آنها در این دنیای مجازی بی پروا تر از دنیای واقعی احساسا تشون رو ابراز می کنند و حرف هایی که در دنیای واقعی به خاطر وجود سنت ها و افکار مردسالارانه  قادر به گفتنش نیستند و بیان می کنند بدون اینکه از طرف مردها مورد سرزنش قرار گیرند. آنها با  وبلاگ نویسی فردیت بیشتری پیدا کردند و روابط خودشون رو با دیگران گسترش داده اند و نظارت مردها بر چگونگی روابط آنها نیز کم تر شده است .  زنان وبلاگ نویس برای فعالیت دردنیای مجازی نسبت به مردها موقعیت یکسانی دارند  و جنسیت و زن بودن آنها مطرح نمی باشد و این امرمانع فعالیت های آنها نمی شود.  

اما نگاه سنتی و افکار مرد سالارانه در این دنیای مجازی حذف نشده است . اکثر زنانی که تصمیم به وبلاگ نویسی می گیرند بانام مستعار این کار رو می کنند وکم تر از مردها عکسشون رو در وبلاگ ها میگذارند وگاهی از بیان کردن جنسیتشون نیز خودداری می کنند.

زنان در دنیایی که افکارمردسالارانه  وجنسیتی وجود دارد برای داشتن موقعیت های برابربا مردها مجبور به حذف کردن خودشون  به عنوان یک زن هستند و این امر در دنیای واقعی امکان پذیر نیست ولی در دنیای مجازی به علت گم نام بودنش این امکان رو برای زنان فراهم کرده است

مقاله ( نخبه کشی نه، نخبه پروری)

نخبه کشی نه ، نخبه پروری

 

تا  آنجایی که سن من قد می دهد فقط یک بارشاهد برنامه ای مثل مناظره از سوی رسانه بودم و به یاد ندارم که مردم این چنین درگیر مسائل سیاسی شده باشند .یکی از کارکردها ی رسانه این است که بابرنامه ها  آگاهی مردم را بالا ببرد و باعث ایجاد هم بستگی و احساس تعلق و آگاهی در مردم شود  که نتیجه بالارفتن سطح آگاهی ، مشارکت اجتماعی بیشتر آنهاست.

در سال های پیش حضور توده ی مردم در انتخابات به خاطر انجام نوعی تکلیف بود.آنها نمی دانستند ضریب جینی و نقدینگی و تورم به چه معناست .انها نتیجه ی قانون مند نبودن جامعه را نمیدانستند.آنها با  خیلی از مسائل سیاسی آشنا نبودند و این به خاطر کم کاری رسانه در حوزه ی سیاست بود .رسانه نیازی به آگاه کردن مردم در رابطه با سیاست نمی دید چون حضور پر رنگ مردم در این عرصه مهم بود نه دلیل حضور آنها . رسانه به بالا بردن سطح فکر توده مردم اهمیت نمیداد و با برنامه ها ی خود فقط به دنبال سرگرم کردن مردم و بدست آوردن سود بود وملاک تولید برنامه در رسانه سطح  توده ی مردم و متوسط جامعه بود نه نخبگان .

مناظره اولین برنامه ای بود  که تنها هدفش بدست آوردن سود برای گروههای خاصی نبود. این برنامه مردم را به فکر کردن وا می داشت .این برنامه خط فکری خاصی را به مردم تحمیل نمی کرد و به انها اجازه ی اتنخاب میداد .در این برنامه فرهنگ توده ای اعمال نمی شد فرهنگی که همه مثل هم فکر کنند و ارزشها و هنجارهای مشخصی در ان باشد.در این برنامه هدف رساندن سطح فکری مردم توده به سطح فکری نخبگان بود .  

مردم با این مناظره ها و با طرفداری از نامزدهای مورد علاقه ی خود احساس تعلق بیشتری نسبت به ملت خود پیدا کردند .اکثر مردم نسبت به مسائل سیاسی به آگاهی بیشتری رسیدند ونتیجه ی رسیدن به این آگاهی و احساس تعلق  ، مشارکت اجتماعی بیشتر مردم و حضور ۴۰ میلیونی آنها در انتخابات بود .

ما می توانیم از طریق رسانه با برنامه های مثل مناظره نخبه پروری کنیم نه نخبه کشی .

اخبار(خواستار آزادی دستگیر شدگانیم )

 فاتح:مردم در دام آشوب ها گرفتارنشوند*خواستار آزادی دستگیرشدگانیم*

مهندس درخواست مجوز راهپیمایی داد

با اعتراض به سانسور کردن میرحسین و تاکید بر دفاع موسوی از حقوق حقه ملت
 
قلم - رییس کمیته رسانه و تبلیغات میرحسین موسوی تاکید کرد که مردم عزیز و شریف ایران مطمئن باشند که مهندس موسوی با تمام توان در جهت دفاع از حقوق آنها تلاش می کند.
دکتر ابوالفضل فاتح در گفت و گو با قلم نیوز با بیان اینکه همه مراقبت کنند که به شکل قانونمند و با خویشتن داری مسایل خود را بیان کنند از مردم خواست که به دام آشوب ها و رفتار غیرقانونمند گرفتار نشوند. وی گفت: روشن است که ما به تخریب اموال عمومی به شدت ظنین هستیم و آن را محکوم می کنیم؛ چرا که مطمئنیم حساب مردمی که برای دفاع از حق خود سخن می گویند، از آشوب و آشوب طلبی جداست. رییس کمیته رسانه و تبلیغات ستاد موسوی گفت: مطمئنا مردم در ابراز نظر خود موازین قانونی را رعایت کرده و مراقب نامحرمان و بهانه جویان هستند؛ انتظار می رود که همگان در ابراز نظر خود موازین قانونی را رعایت کنند. فاتح از عوامل نیروی انتظامی هم خواست تا خویشتنداری کنند و مرزهای قانونی را در رفتار خود رعایت کنند. وی با اشاره به برخی دستگیری ها و برخوردهای انجام شده گفت: از مسوولان امر انتظار می رود که جلوی امنیتی شدن فضا را بگیرند و در برخوردهایشان خویشتن داری کنند. فاتح با استقبال از خبر آزادی برخی از دستگیرشدگان، تاکید که ما خواهان آزادی تمام دستگیرشدگان هستیم. وی همچنین با محکوم کردن فیلتر شدن سایت قلم نیوز و پلمپ کلمه سبز، ایجاد محدودیت در فضای اطلاع رسانی در شرایط فعلی را به نفع کشور ندانست و رفع فیلتر از قلم نیوز و رفع پلمپ کلمه سبز را خواستار شد. فاتح با اعتراض شدید نسبت به سانسور کردن مهندس موسوی در کشور، این اقدامات را مغایر با قانون و اخلاق ملی و مصلحت کشور خواند. وی همچنین درباره برخی شایعات مبنی بر حصر یا اعمال محدودیت برای مهندس موسوی، این موضوع را قویا رد کرد و از مردم خواست که به شایعات گوش ندهند و اخبار دقیق مربوط به مهندس موسوی را از طریق سایت رسمی وی پیگیری کنند. فاتح با رد برگزاری سخنرانی یا هر گونه اجتماعی از سوی مهندس موسوی در روز یکشنبه تاکید کرد که هر گونه برنامه یا سخنرانی مهندس موسوی حتما از طریق سایت های رسمی وی به اطلاع مردم عزیز می رسد. رییس کمیته رسانه و تبلیغات ستاد موسوی در عین حال خبر داد که مهندس موسوی برای برگزاری یک راهپیمایی در روز دوشنبه درخواست مجوز کرده است. وی در رابطه با هزینه های ستاد نیز گفت: پس از رفع پلمپ ستاد، ریز هزینه های ستاد در اختیار عموم مردم قرار خواهد گرفت تا مردم خود قضاوت کنند که تا چه اندازه نسبت های ناروا به این ستاد وارد شده است.

منبع :بنیان

 

پ.ن :سایت حامیان میر حسین موسوی با آدرس www.ghalamnews.ir فیلتر شد

سایت جدید حامیان میر حسین موسوی با آدرس جدید www.bonyannews.ir راه اندازی شد.

اخبار

پخش شایعات مشکوک با پیامک های انتخاباتی

ستاد میرحسین موسوی ، از مردم خواست در همه شعب اخذ رأی اعم از مساجد و مدارس حضور یابند تا برخی نگرانی های حاصل از تجمیع آرای میرحسین در شعب خاص ، مرتفع گردد.

هم زمان با نزدیک شدن به روز 22 خرداد ، ارسال  پیامک های انتخاباتی به تلفن همراه مشترکان این وسیله ارتباطی افزایش قابل ملاحظه ای یافته است.

این در حالی است که بیشتر پیامک ها یا حاوی توهین و تخریب نامزدها است و یا اینکه در ظاهر از ستاد نامزدی خاص معرفی می شود در حالی که در تماس با ستادهای نامزدهای انتخاباتی ، ستادها تعلق داشتن پیامک مزبور به خود را تکذیب می کنند و حتی منشا ارسال آن را ستاد نامزد رقیب معرفی می کنند.

یکی از پیامک هایی که در دو روز گذشته به طور گسترده و به نام ستاد مهندس موسوی منتشر شده است ، با این مضمون است که طرفداران این نامزد انتخاباتی سعی کنند تا آرای خود را در مدارس به صندوق ها بریزند و ترجیحا از ریختن رای خود به شعبه های اخذ رای مستقر در مساجد  خودداری کنند.

در حالی که در تماس عصر ایران با ستاد مهندس موسوی آنها با تکذیب ارسال این پیامک ، ارسال آن را به ستاد مقابل و برای هدایت آرای مهندس موسوی به شعبه های خاص نسبت می دهند.

در این حال ستاد میرحسین موسوی ، از مردم خواست در همه شعب اخذ رأی اعم از مساجد و مدارس حضور یابند تا برخی نگرانی های حاصل از تجمیع آرای میرحسین در شعب خاص ، مرتفع گردد.

منبع :عصر ایران

شعارهای بعد از انقلاب

شعار های بعد از انقلاب

 

          

 بروید به ادمه مطلب

 

ادامه نوشته

یادداشت(مردی که مردم ایران را نمی شناسد)

  مردی که مردم ایران را نمی شناسد      

           

بی شک همه ی شما شاهد نشست به اصطلاح مناظره ی مهندس موسوی و دکتر احمدی نژاد بودید. نقدهای بسیاری بر این نشست وارد شد که یکی از انها عدم رعایت مسائل اخلاقی و دینی در این مناظره است

در این نشست تنها مسائلی که مطرح نشد برنامه های مربوط به آینده ی کشور بود وفقط به حل خصومت های شخصی پرداخته شد

رسانه های هر کشور وسیله ای برای ترویج دین و فرهنگ هر کشور می باشد و ارزش های دینی و اخلاقی به طور مستقیم و غیر مستقیم در رسانه آموزش داده می شود . بسیاری از فیلم ها و برنامه هایی که مطابق با ارزشهای اخلاقی و دینی نباشد سانسور می شوند آیا با این هدفی که رسانه دنبال می کند مناظره ی این دو نامزد نیاز به سانسور نداشت ؟

.بیان مسائلی که حتی ممکن است واقعیت داشته باشد در رسانه که هدفش ایجاد وحدت و اعتماد ملی است درست نیست .صحبت هایی که در این مناظره شد باعث از بین برن اعتماد مردم به مدیران و مسئولان کشور شد و در کشوری که مردم به مسئولان آن اعتماد نداشته باشند باعث هرج ومرج و قانون گریزی میشود همان مسئله ی مهمی که مهندس موسوی نیز مطرح کرد، وقتی مردم شاهد این باشند که قانون های کشور در جهت رسیدن به هدفهای رئیس جمهورنادیده گرفته می شود چه توقعی از این ملت می توان داشت.

وقتی صحبت از سیاست می شود فکر ما بیشتر به سمت سیاست های خارجی می رود ، سیاست هایی که باید در روابط با کشور های دیگر به کار ببریم اما سیاست های داخلی هم کم اهمیت نیست .سیاستی که باید در برابر مردم به کار برد . سیاست هایی که برای ایجاد وحدت در بین مردم به کار برده می شود نه برای عوام فریبی .

دکتر احمدی نزاد در این مناظره فقط به فکرحل مسائل شخصی بود و تشویش اذهان عمومی برای ایشان مهم نبود.رئیس جمهور ی که مردم ملتش را نشناسد نمی تواند زمینه های پیشرفت را نیز محیا کند آیا دکتر احمدی نژاد به غیرت در بین مردان ایرانی واقف نبود؟!! 

ـ کشاندن مسائل دولتی به مسائل شخصی و ناموسی از طرف رئیس جمهور را نمی توان نادیده گرفت

ـ غیبت در رسانه ی جمهوری اسلامی ایران از سوی رئیس جمهور را نمی توان نادیده گرفت.

ـ بیان واقعیت های تلخی که باعت تشویش اذهان عمومی می شوداز سوی رئیس جمهور را نمی توان نادیده گرفت

ـ بی کفایت جلوه دادن دولتهای دیگر برای تبرئه ی خود از سوی رئیس جمهور را نمی توان نادیده گرفت

 

تحلیل فیلم ( بیست )

بـــــیــــســـت

کارگردان : عبدالرضا کاهانی

فیلم بیست فیلمی است که رابطه ی نزدیکی با واقعیت های زندگی دارد و به همین دلیل بیننده به راحتی با آن ارتباط برقرار می کند و آن را درک می کند ولی درک آسان آن ، بیان کننده ی پایین بودن سطح فیلم نیست بلکه بیننده را نیز به فکر وا می دارد .

در بیست نقش و هویت زن در جامعه به خصوص در طبقه ی فقیر مورد توجه است .در این فیلم ، فیروزه زن بیوه ای است که دختری کوچکی دارد و بسیار محتاج حمایت از سوی مردها به خصوص حمایت های مالی می باشد اما با این وجود به دلیل اینکه او سرپناهی از خود دارد و در خانه ای مستاجر است  می تواند به عنوان یک زن در خانه نقشی مثبت داشته باشد و داشتن فرزند و در نتیجه نقش مادری برای او امتیازی می باشد ولی این نقش فقط در خانه برای او امری مثبت است .در جایی که فیروزه مجبور است دخترش را با خود به سر کار بیاورد و نقش مادری خود را بازی کند با سرزنش روبرو می شود و هویت بیوه بودن او در جامعه برای او مشکلاتی را بوجود آورده است ودر جامعه فقط به عنوان ابزار کاری یا جنسی مورد توجه  می باشد.

فرشته صدر عرفایی نیز نقش زنی رابازی میکند که شوهرش دارای معلولیت جسمی است و آنها خانه شان را برای در مان او فروخته اند و درمحل کارشان زندگی می کنند و اتاقی از خود ندارند  و بدلیل نداشتن خانه ، نیز نمی توانند بچه دار شوند و این زن نمی تواند مانند دیگرزنها در خانه ی خود نقش زن بودن خود را بازی کند و خودش را اثبات کند و او از این مسئله ناراحت است. او در محل کار به همسرش کمک می کند اما به حقوقی داده نمیشود و حقوق او با همسرش حساب می شود و این خود بیان کننده ی نگاهی است که جامعه به زن دارد اینکه زن به سرپناه احتیاج دارد و داشتن استقلال مالی برای او چندان مهم و ضروری نیست.

 این فیلم نشان می دهد فقط در محیط خانه است که زن می تواند دارای هویت و نقش مثبتی باشد.

تصویر (فقط برای میر حسینی ها )

فقط برای میر حسینی ها

 

 

 

برای مشاهده ادامه عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

منبع :سالی جون

ادامه نوشته

یادداشت (پس کجا به دنبال دموکراسی باشیم)

پس کجا به دنبال دموکراسی باشیم !!!

امروز توی دانشگاه یه خبر داغ ، غیر از خبرهای داغ انتخابات شنیدیم. اولش برای همه غیر منتظره و شوک آور بود.خبر تدفین سه تن از شهدا در محوطه ی سبز دانشگاه .

       

 

  هرکسی این خبر رو می شنید از تعجب اول چشماش گرد میشد وبعدهم جیغش میرفت هوا  که مگه این جا قبرستونه . بروشورهایی بعد از اینکه تمام تصمیمات گرفته شده بود در دانشگاه پخش شد که این موضوع را با مذهب در آمیخته بود و  می خواستند با تحریک احساسات مذهبی دانشجویان برای پیشبرد کار خودشون استفاده کنند و شورش دانشجویان را بخوابانند در صورتی که اصلا این مسئله به مذهب مربوط نمی شودو این که ما برای شهدا ارزش بالایی قائل هستیم یک امر کاملا واضحی است و تمام دانشجویان اعم از معتقد و غیر معتقد آن را قبول دارند .

نظر دانشجویان علوم اجتماعی نسبت به این مسئله:

ر،ک: همه ما می دانیم شهیدان افتخار ملی می باشند و ما نسبت به اونها تعهداتی داریم ولی آیا درست کردن قبرستان در دانشگاه درست است ؟ کاش از قبل با پیامی تمام دانشجویان را از این امر مطلع می کردندو از اونها نظر خواهی کرده بودند

ن،م: بیایید اعتقادات و ارزشهای دینی را از محفل گرم دانشگاه جدا کنیم ما به شهدا احترام می گذاریم ولی در دانشگاه می توانیم از آنها الگو برداریم و یاد آنها را زنده نگه داریم نه این که هرروز زیارت قبور کنیم اگر ما هنوز ایران خود را داریم به خاطر آن است که به جوانها احترام گذاشتیم و اعتماد کردیم.  مسئولان باید به جوانان اعتماد میکردندوحداقل از انها نظر سنجی میکردند.

ل،س: به نظر من شهدا واقعا بیشتر از اینها ارزش دارند در حالی که مسئولان دانشگاه با این کار خود ارزش شهیدان را زیر سوال بردند.ما حق داریم بدانیم در دانشگاهمون چه اتفاقی می افتد

ا،م: در دانشگاه حرمت شهیدان حفظ نمی شود و دانشگاه بهشت زهرا شده برای دانشجویان بسیجی و چند وقت دیگر می گویند با چادر بیایید دانشگاه چون اینجا شهید خاک شده است .

م،ژ:مهم مشارکت ما در تصمیم گیری است اینکه به عنوان یک دانشجو از افراد نظر خواهی شود نه اینکه در مقابل کار انجام شده قرار گیرند.

نظرهای دیگری هم  از دانشجویان رشته های دیگر وجود دارد اینکه اینها با این کارشون قصد دارند فقط ظاهر سازی کنند و بگویند ما پیرو راه شهدا هستیم که ما در جامعه شناسی  اصطلاح نماد را به آن تعمیم می دهیم . شهیدان را در دانشگاهها دفن می کنند و برای آنها مقبره میسازند تا نمادی باشد از چند سال جنگ و ایثار جوانان ما وشاید الگویی برای دانشجویان ولی چرا در دانشگاه که مهد علم و دانش است انقدر واژه ی دموکراسی بی ارزش است و نادیده گرفته می شود .

 چرا از دانشجویان در رابطه با این موضوع نطر خواهی نشده است. آیا دانشجویان موافق این مسئله بودند که اگر هم نبودند مطمئنا باز هم باید زیر بار حرف زور می رفتند چون قدرت مقابله با گروههای قدرتمند هر چند اقلیت را ندارند و اگر هم نظر سنجی صورت گرفته باشد چه کسانی را به عنوان نماینده ی هر صنف انتخاب کرده اند آیا دانشجویان آنها را قبول داشتند .ودر آخر اینکه این شهیدان به خاطر حضور ما در دانشگاه دفن می شوند در صورتی که کسی موافق این کار نیست واین امر باعث حرمت شکنی ها و قضاوتهای غلط در مورد دین و شهدا می شود.