عکسی تاریخی از یک آرایشگر زن ایرانی
عکسی تاریخی از یک آرایشگر زن ایرانی
در این عکس آرایشگر زن در حال گرفتن شپش های موی دختر جوان است؛ در آن زمان این کار جزو وظایف آرایشگران بوده است.

عکسی تاریخی از یک آرایشگر زن ایرانی
در این عکس آرایشگر زن در حال گرفتن شپش های موی دختر جوان است؛ در آن زمان این کار جزو وظایف آرایشگران بوده است.

برای خواندن ادامه ی خبر بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید
- می ۱۹۴۵: خیابانی در تهران:

- مارس ۱۹۵۱: تهران، شهری مدرن با بیش از یک میلیون نفر جمعیت:

- مارس ۱۹۵۱: عدهای از کودکان بیرون دارالتأدیب:

این عکسها را فقط برای نمونه آوردم. انبوهی از عکسهای تاریخی جالب ایران و دنیا، در انتظار بازدید شما هستند.
به نقل از سایت یک پزشک
رئیس مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران از اولویت شهرداری در استفاده از نوآوریها و پژوهشهای شهروندان در حوزه مدیریت شهری خبر داد.
مهندس محمد تقی امانپور با عنوان این مطلب که سیاست شهرداری تهران توسعه فعالیتها بر پایه مباحث علمی و پژوهشی است گفت: به همین منظور مدل سازی برای کاربست دستاوردهای پژوهشی در دستور کار شهرداری قرار دارد.
وی با اشاره به پیگیری این ماموریت از سوی دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران افزود: اولویت شهرداری تهران استفاده از نوآوری و پژوهشهای علمی است که شهروندان و متخصصان در این حوزه صورت داده اند.
امانپور به برگزاری دومین جشنواره انتخاب برترینهای پژوهش و نوآوری در حوزه مدیریت شهری به عنوان یکی از اقدامات شهرداری در راستای استفاده از اندیشه های شهروندان نام برد و گفت: هدف ما اهمیت دادن به تولید و استفاده از دانش در حوزه مدیریت شهری و شناسایی و تجلیل از اشخاص یا گروههایی است که بتواند راهکارهای دستیابی به توسعه پایدار را ارائه و در نحوه خدمات دهی شهری ایده و نظر جدیدی را طرح کنند.
رئیس مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران همچنین از ایجاد بانک ایده خبر داد و افزود: با راه اندازی این پایگاه هوشمند به دنبال این هستیم تا مردم بتوانند تمامی ایده های خود را ارائه و در عین حال نظرات دیگران را نیز ملاحظه کنند.
کدام درمان: مدرن یا عامیانه؟!

به نظرتون وقتی آدم سرما می خوره، سراغ پزشک بره بهتره یا این که به درمانهای خانگی نظیر آنچه مادربزرگها توصیه می کنن رجوع کنه ؟! منظورم همان راه حل هایی است که بنا به تجربه به دست آمده و در میان انواع قومیت ها با تنوع زیاد یافت می شود و کسی آنها را درکلاس های آموزش پزشکی فرا نگرفته است.
این رو به این خاطر نمی پرسم که در حال حاضر گرفتار سرماخوردگی شده ام، و به نظرم دیگه تا آخر زمستون گرفتگی صدا و تک سرفه های پایان ناپذیر را متحمل خواهم شد ... بلکه از این رو می پرسم که قرار است در سمیناری به زودی در ارتباط با " طب عامیانه" بحثی داشته باشم. خواستم نظر شما را هم بدانم :)
به نقل از از زندگی نوشته شده توسط دکتر احمدنیا
هنر،زیبایی و دریغ
هر جا زیبایی هست دریغ هم هست.به این دلیل ساده که زیبایی محکوم به فناست: زیبایی همیشه میمیرد،وقتی ماده بمیرد، رفتار هم میمیرد. وقتی فرد بمیرد، جهان هم میمیرد.
(ولادیمیر ناباکوف)
بعد خوندن داستان مسخ کافکا خیلی به فکر فرو رفتم. مسخ...
چقدر زیبا و دقیق تصاویر ترسیم شدند.جزییاتی که در عین سادگی جهانی حرف دارند. این مدل شرح جزییات را دوست دارم، شاید به همین خاطره که خوندن داستانها و رمانهای خارجی را دوست دارم. جزییاتی که همه اصل هستند. سر کلاس جامعه شناسی ادبیات به استاد گفتم که به نظرم رمان عادت میکنیم به جزییاتی پرداخته که آدم را خسته میکنه، ساده و عادی، اما زمانیکه این جزییات انعکاس تمام دنیای مادام بوواری به قلم جناب فلوبر میشود آنوقت تمام ذهن درگیر تفکر و تامل میشود. به نظرم نویسندگان ما ایده پرداختن به جزییات را خوب انتخاب کردند اما برخی در انتخاب جزییات ساده تر نگریستند، البته به استثنا جزییات رمان نیمه غایب که واقعا در خور تامل بود.
و اما مسخ، به نظرم داستان امروز مردم است که سالها پیش بر قلم توانمند کافکا جاری شد.
آنجا که تلاطم درگیریهای شخصی و زندگی و تنهایی و درک نشدنها به یکباره قدرت و اراده را از نوع انسان میگیرد، تا زمانی ارزشمندیم که سود و فایده برسانیم و در غیر این زمان تبدیل به چیزی میشویم که حتی عزیزانمان نیز مارا تاب نمی آورند. یا آرزوی مرگ ما را دارند یا به فکر خلاصی از دست ما هستند.
انسان عصر مدرن، خواه نا خواه دچار این مسخ گریز نا پذیر میگردد.
مسخ قصه ی ادمهای تنهایی است که در کشاکش نیروهای این جهان در انزوای خویش فرو میروند و رویاهای شیرین در سر میپرورانند و در همان گوشه تاریک و مه آلود تنهایی با ضربه های تلخ واقعیت دق میکنند و میمیرند. واقعیت باور سودمندی و کارکرد داشتن، حتی از منظر نزدیکترین افراد که تا دیروز دغدغه تو بودند و تو امروز جز یک مزاحم بیش نیستی......
و فردا روز دیگری خواهد بود و با آدمهای دیگر و شاید آنها یاد تو را گرامی دارند، البته شاید!!!
فراموشی و مصلحت اندیشی ویژگی لا ینفک این دنیاست. فراموش کردن و جایگزین ساختن.
آینده نگری و مصلحت اندیشی. اخ که جدا روح بر نمیتابد اما به گفته جناب زیمل: نوع انسان کلان شهری با عقل خود واکنش نشان میدهد نه با قلب خویش...
به دوستان خوبم توصیه میکنم که حتما سر فرصت این کتاب ارزشمند را مطالعه کنند.
یه چیزی بگم و بعد مطلب را پست کنم:راستی سالمندهای ما الان چه وضعیتی در گوشه آسایشگاهها دارند؟؟؟ کنار یک تخت، گلدان شمعدانی و پنجره ای رو به پاییز با میله های آهنی....
چرا بعد این داستان این موضوع ذهنمو رها نمیکنه؟؟!
به نقل از صریح نوشته شده توسط انسیه جلال وند
دبير علمي همايش ساليانه روانپزشكان ايران گفت: بيماريهاي روانپزشكي جزو شايعترين بيماريها است كه از هر 5 نفر يك نفر حداقل يك بار يك بيماري رواني را تجربه ميكند.
اورژانس اجتماعی
به دنبال مشاهدات اینجانب در فضای شهری و همچنین تغییرات و تحولاتی که هر روز در این شهر به وقوع میپیوندد ظهر سه شنبه با ماشین اورژانس اجتماعی مواجه شدم.
این ماشین در محل سابق توقف ماشینهای گشت ارشاد مستقر شده بود و با رنگ بنفش ملایمی بر روی اون نوشته شده بود :اورژانس اجتماعی
بعد از اینکه چند دقیقه دور ماشین چرخیدم و اطراف اون را بر انداز کردم با اقایی ( مثل اینکه از مسئولینش بود) در مورد طرح صحبت کردم.
در جواب من که گفتم به تازگی دارم این ماشین را میبینم و شما قراره چه فعالیتی داشته باشید، جواب داد: ما قراره در مسائلی مثل کودک آزاری، خشونت خانگی و یا در مشکلات افراد را کمک کنیم. من پرسیدم چطوری؟ یعنی اگه توی خیابان اتفاقی بیفته در همون موارد که گفتید وارد عمل میشید یا اینکه کارتون جنبه مشاوره داره؟
ایشون جواب داد که بله، حالت کار مشاوره ای میمونه. افرادی که با اون مسائل و مشکلاتی که گفتم مواجه میشن با شماره ۱۲۳ تماس میگیرن که برای مشاوره یا میان همینجا در ماشین مستقر ما یا اینکه معرفی میشن به سازمان.
نشد که بیشتر در اینمورد صحبت کنم اما روی هم رفته به نظرم حرکت جالبی است منتهی به شرط اینکه ساختار و چارچوب کار و شرح وظایف را هم برای مردم روشن کنند.
اما فکر میکنم اگر این ایده تغییر جهت میگرفت از سمت مشاوره خیابانی به سوی جلوگیری از اتفاقات و وقایع احتمالی که ما علوم اجتماعی ها کجروی مینامیم بهتر بود. مثلا آزار و اذیت دختران در برخی اماکن عمومی. منظورم این است که در لحظه با اتفاق رخ داده شده برخورد بشه.
البته بهتره که من هم بیشتر به پیشنهادم فکر کنم و اصلاحش کنم.
به امید اینکه این اورژانس در وقت منظم باشه. ( فکر میکنم جدیدا زیادی ایراد میگیرم!!)
به نقل از صریح نوشته شده توسط انسیه جلال وند
سلام ![]()
این قالبو به پیشنهاد دوستمون سمانه صمدی گذاشتم با تشکر از این دوستمون از شما خواهش میکنم نظرات انتقادات و پیشنهاداتتون رو بگین ممنون ![]()
در ادبیات مهاجرت دو مسیر متفاوت برای تاثیر فرار مغزها روی رشد اقتصادی صحبت می شود. اثر دوم که به خروج نیروی انسانی متخصص مربوط میشود برای همه روشن است. ولی یک اثر اول هم وجود دارد که کمتر به آن توجه میشود. وقتی افراد گزینه مهاجرت را پیش روی خود میبینند انگیزه بیشتری برای سرمایهگذاری روی سرمایه انسانی دارند تا شانس خود را برای دریافت اجازه مهاجرت افزایش دهند. اگر مهاجرت نیروی انسانی با چیزهایی مثل سهمیه مهاجرت یا رقابت محدود شود در آن صورت همیشه بخشی از نیروی انسانی علاقهمند به مهاجرت در کشور مبداء باقی میماند. متناسب با این که کدام اثر (اول یا دوم) غلبه کند مهاجرت میتواند اثر مثبت یا منفی روی رشد اقتصادی کشور مبدا داشته باشد.
به نقل از یک لیوان چای داغ نوشته شده توسط حامد قدوسی
با وجود تاكيدهاي مكرر دين مبين اسلام بر ضرورت توجه والدين و حكومت به تربيت و پرورش كودكان و احترام به اطفال و عليرغم عاطفي بودن جامعه ايراني، مشاهده ميشود كه موارد گزارششده از جرايم والدين عليه فرزندان در كشور افزايش يافته و گاهي اعمال خشونت چنان است كه جان كودك از دست ميرود. دريغ و درد آنجاست كه بعضا حتي قتل كودكان با شكنجه همراه ميشود و اطفال بيدفاع، قرباني توهمات والديني بيمسووليت ميشوند كه به اعتقاد برخي كارشناسان حقوقي، قانون مجازاتي مورد انتظار برايشان درنظر نگرفته است، آنجا كه پدر مرتكب قتل شده و ماده 220 قانون مجازات اسلامي بهشكل ضمني به حمايت از او ميپردازد و قصاص را مانع ميشود.
با توجه پرسشهاي موجود در اين زمينه، پرسشي را در قالب استفتاء از مراجع تقليد تنظيم كرده است كه تاكنون آيات عظام سبحاني، مكارم شيرازي، صافي گلپايگاني، نوري همداني و صانعي به اين استفتاء پاسخ دادهاند.
برای خواندن ادامه ی خبر بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید
به نقل از سایت تحلیلی خبری عصر ایران
گزارش فارس از مراسم نقد «روي ماه خداوند را ببوس»
|
اظهار نگراني «مستور» از تجديد چاپ معروفترين رمانش خبرگزاري فارس: مصطفي مستور درباره «روي ماه خداوند را ببوس» گفت: چاپهاي مجدد اين رمان مرا كمي اندوهگين ميسازد زيرا از خود ميپرسم چرا اين نسل، رماني سرشار از رنج را ميخواند و اقبال عمومي نسبت به اين كتاب كه فقط در آن رنج است، يك اخطار بزرگ است.
برای خواندن ادامه ی خبر بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید
به نقل از خبرگزاري فارس |
![]() | |
مديركل اسيب هاي اجتماعي شهرداري تهران از شهروندان خواست در صورت مشاهده هر بي خانمان در سطح شهر با 137تماس بگيرند.
نجم الدين محمدي در مصاحبه با واحد مرکزی خبر افزود: اطلاع رساني شهروندان در خصوص مكان بي خانمانها درخدمات رساني سريع تر به آنان به ويژه در فصول سرد کمک مي کند.
وي با اشاره به آمادگي كامل سه مركز گرمخانه شهر تهران به اين منظور گفت : اين گرمخانه ها با ظرفيت هزار نفر هم اكنون فعال شده اند.
اين مقام مسئول افزود: مشكل كمبود ظرفيت در اين خصوص نداريم و معمولا از نصف ظرفيت اين گرمخانه ها استفاده مي شود.
محمدي گفت: گروه هاي اداره كل آسيب هاي اجتماعي شهرداري در سطح شهر فعال هستند و در صورت مشاهده هر بي خانماني درسطح شهر به سرعت آنان را به نزديكترين مركز نگهداري موقت ( گرمخانه) منتقل مي كنند .
مارکس چگونه بحران سرمایه داری را بر اساس ارزش مبادله و ارزش مصرف تبیین می کند؟
بر اساس اقتصاد کلاسیک سود در مرحله مبادله در بازار پدید میاید و نظام سرمایه داری با استفاده از ارزش مبادله ٬ مبادله ای نابرابر را به کارگر تحمیل می کند یعنی کارگر ارزش را تولید می کند ولی از انجا که مزد بگیر است کنترل محصول را از دست میدهد
نقد وبلن بر مارکس چیست وی کدام گروه را عامل تغیر می داند؟
وبلن مهندسان و فن ورزان را به شیوه ای که مارکس به پروتریا مینگریست طبقه انقلابی نمی دانست دلیل وی این بود که او به اندیشه گروه نخبگان ارج مینهاد واین نشان می دهد که توانایی ایجاد جامعه ای عادلانه محدود بود او همچنین بررسی جامعی در مورد این که متخصصا ن تمایل یاتوانایی سازمان یافتن جمعی را برای دستیابی به زمام امور اقتصادی از چنگ سرمایه داران سوداگر خواهند داشت یا نه را انجام نداد وبلن متخصصان علمی که آنان را مهندسان و فن ورز ها می خواند را عامل تغیر می دانست
از دید شومپیتر چرا پیش بینی مارکس تحقق پیدا نکرد؟
زیرا طبقه کارگر در پایان دادن به سرمایه داری یا پدید آوردن سوسیالیسم هیچ نقشی بازی نمی کند بلکه از دید شومپیتر نیروی محرک سرمایه داری کارفرمای اقتصادی است
با تشکر از پریناز میری![]()
پاسخ به سوالات کتاب تجربه ی مدرنیته :
مرحله ی نخست مدرنیته اغازش از قرن 16 میباشد که تا پایان قرن 18 ادامه دارد.مردمان این دوره در شرف شروع تجربه ی زندگی مدرن اند و همه به امید جستجوی وضعیت خویش در تاریکی اند و درک نا چیز از جمهور یا اجتماع مدرن دارند.این مرحله قبل از انقلاب کبیر فرانسه بود و روسو اندیشمند بزرگ این دوره بود..
مرحله ی دوم اغازش با خیزش یا موج انقلابی سال 1790 بود .در این مرحله همه باور به عصر انقلابی و عصر تحولات شخصی و اجتماعی و سیاسی ...دارند.
مرحله سوم که قرن 20 بود که همراه با گسترش مدرنیزاسیون و درگیری کل جهان و پیروزی مدرنیسم در قلمرو هنر و اندیشه بود.
نیچه و مارکس دو اندیشمند مدرنیسم بودند.
اندیشه های مارکس :معتقد بود زندگی از بیخ و بن امری متناقض است به بیان دیگر اندیشه او حرکت دیالکتیکی و کمونیستی علیه بورژوازی بود .
اندیشه های نیچه:معتقد بود تحول نتیجه وقایع جراحت باری نظیر مرگ خدا وظهور نیهیلیسم بود.تحول هم غیبت و نبود ارزشها وهم فراوانی امکانات بود به بیان دیگر اندیشه او فراسوی خیر وشربود.
او معتقد بود جهان مجموع آدمکهایی است که تنها پاسخشان به آشوب زندگی مدرن تلاش برای نزیستن است اصطلاح نیمه بربرها را بکار برد وموضوع اصلی او در قبال خطرات دنیای مدرن پذیرش شادمانه خطرات بود.
با تشکر از سیمین حداد زرین![]()
از یکی منابع مربوط به دوران قاجار متنی را که توضیح یک سنت بود ارائه کنید.
هنگامي كه در ميان دره پيچ و تاب ميخورديم فرصتي پيش امد كه طي ان صحنه ي جالب استقبال از رييس قوم يا اق سقالي كه از قوچان همراه ما بود را از نزديك ببينم.ما او را طي راه فقط به عنوان يك تركمان عادي ميشناختيم و چندان نظر مرا جلب نكرده بود.ولي در اينجا او يك شخصيت گرامي و از اين هم فراتر او يك رييس قوم بود.در جايي كه هنوز مايلها با قرار گاه فاصله داشت تركمانان گرداگرد ما را گرفتند كه به او خوش امد بگويند همه ي انها اعم از مرد زن و بچه سوار اسب بودند وچندين نفر از انان هنگامي كه دست بزرگ خاندان را ميبوسيدند گريه ميكردند.در پايان عده اي از تركمانان كه به نظر ميرسيد از ساير افراد متشخص تر باشنددر نقطه اي ازدره كه خوش منظره بود و در زير سايه ي درختان قرار داشت از اسبها پياده شدند و به سوي او پيش امدند.اينها اعضاي خانواده ي رييس قوم بودند اق سقال با شور و اشتياقي تام همانند يك جوان از اسب فرو جست وپيش دويد و چهار پسر را كه فرزاندانش بودند يكي بعد از ديگري بوسيد.سن سه نفر از چهار پسر رييس قوم كمتر از ده سال بود ولي با وجود اين انها جسورانه بر اسبهايشان سوار شده و به گروه سواركاران پيوستند
منبع: بارنز.ستوان الكساندر/نام كتاب:سفر نامه ي بارنز(سفر به ايران درعهد فتحعلي شاه قاجار)/نام مترجم:حسن سلطاني فر/انتشارات:استان قدس رضوي /صص78-79
سنت:در ميان تركمانان استقبال از رييس قبيله همراه مراسم خاصي بوده كه اين نوعي سنت براي ان قبيله محسوب ميشود چون همراه با مراسم و تشريفات خاصي بوده بصورت جمعي انجام ميشده و اين مراسم داراي نگهبان بوده و همراه با تعصب و هيجان بوده براي مردم اهميت زيادي داشته و ذخاير معنوي جا افتاده ايست و پيروي از آن حالت اجباري دارد ( مژگان انحصاری )
سنت معمولا ناظربه وضعيتهاي نهادينه شده اي از تفكرواحساس وعمل است كه فضاي زندگي ادمي را به عمومي ترين وجه شكل مي دهند انسانها در درون سنتهاي خود به تفسير رويدادها وحوادث ومعنا بخشي انها به وقايع مختلف ومنبعث از سنتي است كه در ان زيست مي كنند دراين صورت ميتوان گفت (سنت پيش فرضي براي امكان حرف معقول است)
منبع: (گلنهاوسن 1377-1378ص5)
بدين ترتيب سنت عموما به امري كه تاريخ دارد وواجد ارزش شمرده ميشود اشاره دارد
منبع: جواد افشاري کهن 1383 ص26 ( فاطمه دامنی )
در دوره ی سلطنت ناصرالدین شاه نمایش مذهبی یا شبیه خوانی وسیله ی اظهار تجمل و جلال سلطنتی گردید.نگارخانه نیز در کار نمایش وارد شد و در اواخر عهد ناصری تجمل و تفریح نمایش مذهبی بیش از جنبه ی عزاداری ان گردید و حتی قصه ها و داستان هایی مانند داستان درت الصدف و تعزیه ی امیر تیمور و عروسی دختر قریش که هیچ ارتباطی با فاجعه ی کربلا نداشت در این هنر نمایشی وارد شد.علاوه بر دسته های موزیک ونقار چیان که در عین اجرای نمایش وظیفه ی نوازندگی داشتند دسته های دیگری هم به شرح زیر وارد تکیه میشدند:
- فراشان با لباس قرمز که هر یک صندلی مطلایی در دست داشتند و صندلی ها را روی تخت برای تعزیه خوانان میچیدند.
- فراشباشی به همراهی نایب های فراشخانه با لباس سیاه بعد از دور زدن یک یا حسین کشیده و سینه زنان از تکیه خارج میشدند.
- دسته ی زنبورکچیان که هر یک بر شتر سوار بودند و زنبورک او در جلو نصب بود.
- دسته سواران نیزه دار و بافی های دسته فرمز که بر بهترین اسب های شاهی سوار بودند.
- سواران یساول با فراش های سوار که چماق های طلا بر دوش داشتند.
منبع: کتاب ایران در دوره ی سلطنت قاجار/نویسنده علی اصغر شمیم/سال انتشار 1384/ص416 و ص417. ( سيمين حداد زرين )
کتاب روشنگری و تکوین علم اجتماعی
نوشته پیتر همیلتون
ترجمه محمد نبوی
نشر آگه
از صفحه ۴۳ تا ۶۴ خوانده شود به این سوال پاسخ داده شود:
روشنگری چیست و مهمترین عناصر آن چیست؟
روشنگری چیست ؟
روشن گری در ساده ترین معنای آن عبارت بود از : خلق نظام تازه ای از افکار درباره ی انسان ، جامعه و طبیعت. روشنگري به معناي ساده عبارت است ازبوجود آوردن نظام تازه اي از افكار درباره ي انسان جامعه و طبيعت كه اگاهانه نبود و در واقع يك نوع مد فكري بود كه فهم ان دشوار است و مدام در حال تغيير است و در واقع روشنگري مفهومي است كه بر اساس ان يك جنبش فكري بوجود امده بود كه قصد آن رواج برخي از مفاهيم اساسي مربوط به علم و پيشرفت بود و اين اصطلاح حاكي از فرايند عمومي بيداري جامعه از خواب جهل است
به عقیده ری پورتر روشنگری فرایند عمومی بیداری جامعه از خواب تاریک جهل بود یا به عبارتی دیگر خلق نظام تازه ای از افکار در مورد انسان جامعه طبیعت
همگی پذیرفته اند که وقتی ما اصطلاح "روشن گری " را به کار میگیریم به دوره ای از تاریخ فکر اروپا نظر داریم که تقریبا فاصله ی زمانی بین ربع اول سده ی 18تا ربع آخر آن سده را در بر میگیرد. کانون روشن گری به لحاظ جغرافیایی فرانسه بود. اما این جنبش پایگاه هایی در بزرگ ترین دولتهای اروپایی هم داشت و شامل اندیشه ها و نوشته های گروه کاملا ناهمگنی از افرادی بود که در زبان فرانسوی انها را فیلوزوف می نامیدند. این اصطلاح با واژه ی فیلسوف انطباق نداردو شاید بهتر باشد آن را به صورت " ادیب آزاد اندیش " ترجمه کنیم .
يكي از خصوصيات روشنگري اين بود كه جامعه را موظف به جستجوي علم و دانش مي ديد و معتقد بود كه علم و دانش كه بر پايه ي تجربه و مشاهده استوار است باعث مي شود انسان به حقايق دست يابد و بر طبيعت تسلط پيدا كند و در واقع روشنگري نقطه ي مقابل جهان بيني سنتي و مذهبي بود
روشنگری از منظر اجتماعی و تاریخی و جغرافیایی حاصل می شود و حاصل سه نسل از فیلوزوف ها بود
نسل اول که شامل ولتر -مونتسکیو بود
نسل دوم هیوم- دیدرو- روسو -دالامبر - که به شدت با روحانیون مبارزه می کردند بود و دیدگاهی منسجم و مدرن در باب جهان داشتند و
نسل سوم که کانت -ادام اسمیت- تورگو کندروسه- فرگوسن بودند که در قالب مجموعه ای از رشته ها ی تخصص تر بنیادی نظیر شناخت شناسی جامعه شناسی اقتصاد اقتصاد شناسی و اصطلاحات قضایی بود
پورتر معتقد بود روشنگری پدیده ای بی شکل دشوار فهم و مدام در حال تغییر است.
مهمترین عناصر روشنگری :
مبارزه با روحانیت
همگانی بودن دانش
سکولار بودن
دارای اندیشه جهان وطن
تسلط بر طبیعت
اعتقاد به مشاهده و تجربه
تغییر نگرشهای جهان بینی سنتی
نو آوری های فرهنگی
فرایند خلق رشته های تخصصی
با تشکر از خانم ها :کاظمی ٬ زنگنه ٬ میری ٬ عزتی ٬ بابایی ![]()
اطلاعيهها:
فراخوان مقاله براي همايش منطقهاي آسيبهاي اجتماعي (در منطقه زاگرس جنوبي) با همكاري دفاتر استاني انجمن جامعهشناسي ايران، براي اطلاع بيشتر از جزئيات اين اطلاعيه، مراجعه كنيد به http://www.isa.org.ir/node/1635
اخبار ديگر نهادهاي مرتبط با علوم اجتماعي:
فراخوان مقاله براي همايش بررسي انسانشناختي کارکرد فضاهاي فرهنگي شهر تهران، براي اطلاع بيشتر، مراجعه كنيد به http://www.isa.org.ir/node/1570
اخبار جلسات انجمن و ديگر نهادهاي علمي مرتبط را ميتوانيد از طريق پايگاه اينترنتي به نشاني www.isa.org.ir پیگیری کنید..
گفتار دوم:
پدیده ی یکپارچگی جهانی : محور اصلی تمام این گفتارهاست و تنها واژه ی مناسب برای توضیح همه ی تغییرات تناقض آمیز و متضاد می باشد
.مثال:
در مورد اقتصاد می توان گفت که اقتصاد در جهان به اقتصاد یکپارچه تبدیل شده است ،در گذشته اگر تبادل اقتصاد محدود به شهرهای کشور با هم می شد اما حالا کشوری از یک قاره میتواند با کشوری از قاره ی دیگر تبادل اطلاعات اقتصادی بکندکه این نشان دهندهی این است که اقتصاد در حال جهانی شدن استریسک : از جایی به وجود آمد که فناوری به وجود آمد
مفهوم ریسک با مفهوم احتمالات پیوسته
مفهوم ریسک با مساله ی عقب نشینی تقدیر گره خورده است
باز تابی بودن :
وقتی دست به عملی میزنید در محیط بیرون تغییراتی پیدا میشود بعد در ذهن ما آن موضوع عوض میشود سپس با اطلاعات تازه دست به انتخاب میزنیممثال:فردی از میان شرکتهای موجود یکی را انتخاب می کند وسهام آن شرکت را می خرد پس از مدتی متوجه می شود که شرکت در حال برشکسته شدن است وفرد با توجه به اطلاعات جدید بدست آمده،سهام های خریداری کرده را می فروشد
.ریسک تولید شده (عدم قطعیت تولید شده):را می توان دخالت بشر در تاریخ و طبیعت از طریق دانش و فناوری تعریف کرد
مثال:گرم شدن کره ی زمین یک نمونه از ریسک تولید شده است
امنیت مهندسی شده : یعنی به طور آگاهانه امنیت برقرار کنیم
مثال : بیمه
مفهوم فرد گرایی: جهان مدرن مهمترین عنصرش فرد است مفهوم فرد گرایی با انتخاب نسبت دارد
پایان طبیعت : به معنی تمام شدن طبیعت نیست یعنی ما در طبیعت دخالت میکنیم ( طبیعت زدایی
)
گفتار سوم :
نخست آن که سنت درگیر با شکلهایی از مراسم و آیین ها و رفتارهای تشریفاتی است این هسته ی سنت است
حقیقت سنت ، تشریفات و آیین است و محدود به عرف می باشد
دوم این که سنت تا حد زیادی جمعی است
سوم این که سنتها همیشه نگهبان هستند
چهارمین عنصر سنت مربوط به تجربه بنیادگرایی امروزه است که عنصری هیجانی و احساسی است و مانند یک درگیری هیجانی با آیین و مراسم سنتی همراه است
درگیری سنت با: قدرت- عناصر تصنع- ابداع -خلق سنجیده
مفهوم روشنگری : روشنگری عبارت بود از خلق نظام تازه ای از افکار در باره انسان طبیعت و جامعه و تا حد زیادی در مقابل سنت است
پایان سنت : نه اینکه سنت ناپدید میشود بلکه شکل زندگی و نظام های نهادینه شده تغییر مییابد
وسواس و اجبار : فراگیرترین ویژگی زندگی روزمره
مفهوم بنیاد گرایی : کلمه ی ،بنیاد گرایی همچون واژه ی وسواس در اواخر قرن 19باب شده
( از رقیه کاظمی ) :
مثالی
برای ریسک:مثالی برای سنت:
این که طبق سنت برخی اعتقاد دارند که باید دختر عمو و پسر عمو با هم ازدواج کنند.
( از فاطمه بابایی ) :
مثالی برای ریسک:
همسر من در شرایطی که معلوم نبود اوضاع مسکن به چه صورت است مبادرت به فروش خانه ی خود کرد که البته ضرر نکرد و سود هم کرد چون بلا فاصله بعد از فروش خانه خانه ای بهتر خرید.
مثالی برای سنت:
هنگام نشستن در کنار سفره و صرف غذا جای بزرگتر همیشه بالای سفره است و تا وقتی که بزرگتر غذا نکشیده به احترام او باید صبر کنیم تا او غذا بکشد و بعد دیگران شروع کنند.