دموکراسی یا استبداد؟!

زمانی مردم برای رسیدن به یک زندگی آسوده و به دور از استبداد و زور فریاد برمی آوردند و به دلیل همین اعتراضات حتی جان خود را نیز از دست می دادند اما از پا نمی نشستند و به اعتراض خود ادامه می دادند ُ تا اینکه توانستند حکومت استبدادی ان زمان را براندازند و به آرامش برسند ُ اما امروز به وضوح می بینیم که نه تنها استبداد از بین یرفته بلکه به نوعی دیگر بر کشورمان رخنه کرده و بر جامعه حاکم شده و دموکراسی تنها ُ کلمه ایست برای فریب دادن مردم !!!

آقای شاملو شاعر نامی کشورمان درمورد استبداد دوران یش از انقلاب شعری سروده اند که اکنون در شرایط فعلی جامعه معنای آن را به طور کامل می توان احساس کرد .

کوچه

دهلیزی لاینقطع

درمیان دو دیوار ،

و خلوتی که به سنگینی

چون یری عصاکش از دهلیز سکوت می گذرد .

و آن گاه

آفتاب و سایه ای منکسر ،

نگران و منکسر .

خانه ها

خانه خانه ها .

مردمی و فریادی از فراز :

شهر شطرنجی !

شهر شطرنجی !

دو دیوار و دهلیز سکوت .

و آن گاه

سایه ای از زوال آفتاب دم می زند .

مردمی ، و فریادی از اعماق

مهره نیستیم !

ما مهره نیستیم !

مقاله (عشق و ازدواج)

عشق و ازدواج

 جامعه شناسان به تحلیل مسائل مختلفی در جوامع کنونی و جوامع گذشته می پردازند ، از جمله این مسائل می توان به عشق و ازدواج اشاره کرد که در یکی از پدیده های مهمی است که در مباحث جامعه شناختی نیز به آن پرداخته می شود.

 ازدواج امری است که از گذشته وجود داشته ، افراد به دلایل مختلف مانند نگه داشتن اموال برای خود و یا نیاز جنسی و ... با یکدیگر ازدواج می کردند و پدیده ای به نام عشق اصلاً وجود نداشته . همانطور که گیدنز در کتاب جامعه شناسی خود اشاره می کند :

"عاشق شدن تجربه ای نیست که اکثر انسانها داشته باشند ، و به ندرت با ازدواج مربوط است . مفهوم عشق رمانتیک تقریباً تا پیش از دوران اخیر در غرب رواج نیافته بود و در فرهنگهای دیگر هرگز وجود نداشته است . تنها در دوران نوین است که عشق ، ازدواج و تمایلات جنسی در پیوند نزدیک با کدیگر در نظر گرفته می شوند . در قرون وسطی و قرن ها بعد از آن ، افراد اساساً برای باقی ماندن حق مالکیت یا دارایی در دست خانواده یا پرورش کودکان برای کار در مزرعه ی خانوادگی ازدواج می کردند . گاهی ممکن بود زن و شوهر پس از ازدواج یاران نزدیک یکدیگر شوند ، اما این امر بیشتر بعد از ازدواج رخ می داد نه پیش از آن . روابط جنسی خارج از ازدواج وجود داشت اما احساساتی را که ما در ارتباط با عشق می دانیم کمتر در این روابط دخالت داشتند . عشق در بهترین حالت یک ضعف اجتناب ناپذیر و در بدترین حالت نوعی. )."(گیدنز ، 1378 : 10) monter ,1977, p.123) بیماری تلقی می شد

 اما پس از عصر رنسانس و با پیشرفت جوامع و جهت گیری آنها به سمت مدرنیته جوامع به سمت آزادی و فردگرایی پیش رفتند پس از قرن 16 یک ارزش به ارزش ها ی بشر افزوده شد که در پی آن او می خواست در انتخاب هم آزاد باشد که این امر در تضاد کامل با جوامع گذشته قرار دارد . در جوامع کنونی امری به نام فردیت مطرح است که این خود در مسائل مهمی مانند عشق و ازدواج امروزی بسیار مهم است و دیگر جوانان به مانند گذشته با نظر بزرگترها و یا خویشاوندان ازدواج نمی کنند بلکه خود آزادند و حق انتخاب دارند و خود باید برای زندگیشان تصمیم بگیرند . امروزه ازدواج با علاقه ی قبلی یک امر مسلم و طبیعی تلقی می گردد ، در صورتی که در گذشته عشق و علاقه مفهومی نداشته .

گیدنز در این خصوص نیز می گوید : " عشق رمانتیک نخستین بار به عنوان یکی از ویژگی های ماجراجویی های جنسی فرا زناشویی که اعضای طبقه ی اشراف خود را با آن سرگرم می کردند ، در محافل درباری ظاهر گردید و تا حدود دو قرن پیش کلاً به اینگونه محافل محدود می گردید بطور مشخص جدا از ازدواج نگاه داشته می شد . روابط بین زن و شوهر در میان گروههای اشرافی – مسلماً در مقایسه با انتظارات امروزی ما از ازدواج – اغلب سرد و غیر صمیمی بود . ثروتمندان در خانه های بزرگ زندگی می کردند ، زن و شوهر هر یک اتاق خواب مخصوص و خدمتکاران ویژه ی خود را داشتند و به ندرت ممکن بود یکدیگر را در خلوت ملاقات کنند . سازگاری جنسی امری اتفاقی بود و به ازدواج ارتباط داده نمی شد . در میان ثروتمندان و فقرا هر دو تصمیم به ازدواج توسط خانواده و خویشاوندان گرفته می شد ، نه خود افراد زیربط ، که چندان دخالتی یا هیچ دخالتی در این امر نداشتند . ( این مسئله در بسیاری از فرهنگهای غیر غربی در زمان حاضر هنوز وجود دارد . ) " ( همان : 11 و 10)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع : جامعه شناسی/ آنتونی گیدنز ؛ ترجمه منوچهر صبوری ، تهران ، نشر نی ، چاپ پنجم : 1378

مقالـه(تکدی گری)

فــقــر آبــــرو

امروزه شاهد پدیده های عدیده ای هستیم که ریشه های اجتماعی دارند ، در اینجا می خواهیم اندکی به پدیده تکدی گری بپردازیم و اینکه اساساً این پدیده از کجا نشأت می گیرد و چه تأثیراتی بر جامعه می گذارد و اینکه آیا تکدی گری نیز یک پدیده اجتماعی محسوب میشود؟

بسیاری از افراد به دلیل عدم توانایی کافی برای انجام کار و یا نداشتن جایگاه اجتماعی خاص مجبورند به مشاغل کاذب و یا کارهایی که البته ضد ارزش نیز محسوب میشوند مانند تکدی گری روی آورند . تکدی گری به عنوان یکی از کارهای بسیار رایج در جامعه ایران و جوامع دیگربطور آشکارا وجود دارد ، اما آیا این پدیده ریشه اجتماعی دارد؟

اساسآً تکدی گری یکی از کارهایی است که بیشتر در بعضی اقشار بسیا سطح پایین جامعه وجود دارد ، که افراد به دلیل نداشتن تحصیلات و یا عدم توانایی کافی برای عهده گیری شغلی مناسب به آن می پردازند . در واقع زمانی که فشارهای اجتماعی و متعاقباً فشارهای زندگی آنقدر زیاد باشند که افراد قادر به برآوردن نیازهای اساسی و اولیه زندگی خود (خوراک ، پوشاک و مسکن) نباشند مجبور به انجام چنین کارهایی (تکدی گری) می شوند و همین امر باعث ایجاد تزلزل در فرهنگ جامعه می شود .آقای سروستانی نیز در مورد فشار اجتماعی چنین می گویند :

"سوال اصلی در نظریه ی فشار این است که چرا مردم کج رفتاری می کنند و پاسخ کلی این نظریه به این سوال این است که عواملی در جامعه برخی مردم را تحت فشار قرار می دهند و آنان را مجبور به کج رفتاری می کنند (اگنیو،1995) . رابرت مرتن این فشار را ناشی از عدم توانایی شخص در دستیابی به اهداف مقبول اجتماعی می داند ، آلبرت کوهن ناکامی در رسیدن به جایگاه بالا در جامعه را عامل فشار می شمارد و کلوارد و اُلین عدم برخورداری اشخاص از فرصتهای نامشروع برای نیل به هدف را وارد کننده ی فشار بر افراد و راندن آنان به سوی کج رفتاری می دانند۱. (تیو ، 2001 :17)."(سروستانی ، 1387 : 44)

با توجه به عوامل مذکور ، تکدی گری نیز نوعی کج رفتاری محسوب می شود که افراد به دلایل مختلف که برخی از آنها در بالا آورده شد روی می آورند و بنابراین ، این یک امر اجتماعی محسوب می شود . اگر در جامعه ای تقسیم کار به درستی صورت نگیرد ، فرهنگ سازی ضعیف باشد ، جمعیت (بخصوص جمعیت جوان) زیاد باشد و نظم اجتماعی بر آن جامعه حاکم نباشد ، ان جامعه گرفتار مسائلی از این قبیل می شود .

در نتیجه می توان گفت  که جامعه در بوجود آمدن پدیده های اینچنینی نقش بسزایی دارد و البته افراد نیز خود از این امر مستثنی نیستند .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱)صدیق سروستانی رحمت ا… ، آسیب شناسی اجتماعی (جامعه شناسی انحرافات) ، تهران ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، 1387 ، چاپ سوم