دا خاطرات دختری هفده ساله است که اصلیتی کرد دارد ولی در خرمشهر زندگی میکرده، خانم سیده زهرا حسینی همان دختر است که در زمان حمله ی عراق به ایران تنها هفده سال داشته است اما شاید به دلیل عشق به ایران و وطن پرستی سرشار از خلوص حاضر به ترک خرمشهر و نجات جان خود نشد. سیده زهرا از همان روز اول حمله با کار در غسالخانه و شست و شو و کفن ودفن مرده ها به همه نشان داد که زنان و دختران هم  در دفاع از ایران باید تلاش کنند.

شستن مرده هایی که بیش تر اوقات متلاشی شده اند و دفن و کفن آنها کار را به جایی میرساند که سیده زهرا جسد پدرش را هم که در خط مقدم خرمشهر به شهادت رسیده بود را با دستان خود دفن کند، و بعد از چند روز جسد برادر نوزده  ساله خود را که از بیمارستانی در تهران فرار کرده بود تا از شهر دفاع کند را هم دفن کند.

سیده زهرا اسلحه هم دست می گیرد و همراه چند دختر دیگر به خط مقدم میروند و در حالی که تنها چند متر با توپخانه ی دشمن فاصله داشتند سعی میکنند گمرک را که به دست عراقی ها افتاده بود را پس بگیرند.

او در هفده سالگی به اتاق جنگ هم راه پیدا میکند و با فرماندهان جنگ و همین طور شهید چمران صحبت میکند و وضع اسفناک خرمشهر را به گوش آنها میرساند.

جمع آوری تکه های بدن و مغز و دست و پای شهدا کاری بود که سیده زهرا با خلوص تمام انجام میداد و این در حالی بود که مردان روی برمی گرداند و همگی به شجاعت این دختر نوجوان غبطه میخوردند .

او حتی تا مرز قطع نخاع و فلجی هم پیش میرود ولی این ها همه او را از دفاع بازنمیدارد.

سیده زهرا حسینی در حال حاضر از قسمت کمر و بازو جانباز است و البته این ها در مقابل آسیب روحی و روانی که او متحمل شده است هیچ به حساب می آید.

اما خودش از این موضوع راضی است زیرا به بیان خودش در مقابل وجدان و مردم ایران سربلند است.

هنرمندان از دا می گویند

«مینو فرشچی»فیلمنامه نویس و بازیگر،ضمن تشکر از راوی و نویسنده کتاب دا گفت:«اگر این کتاب را نخوانده بودم بخش مهمی از جنگ را حس نمی کردم.قبل از خواندن این کتاب نمی توانستم تصور کنم که مردم خرمشهر چه روزهای عجیبی را تجربه کرده اند.کتاب مثل فیلم بود.در آن روزها که 700فیلمنامه جشنواره ای را داوری می کردم،دلم می خواست آن فیلمنامه ها را بسوزانم و بیشتر فرصت داشته باشم این کتاب را بخوانم.»

همچنین «رویا تیموریان»بازیگر سینما وتئاتر و «تهمینه میلانی»کارگردان سینما نیز یادداشت هایی در مورد کتاب دا ارسال کرده بودند که توسط مینو فرشچی قرائت شد.

رویا تیموریان در بخشی از یادداشت خود آورده است:«به گفته بزرگی،رنج روح آدمی را بزرگ می کند.ولی رنج شما فرا تر از توان آدمی است،موهبتی که شامل هرکس نمی شود.به شما حسادت کردم چرا که امروز جهان شما فرا تر و بزرگ تر از آن است که ما در زندگی هر روزه دوره می کنیم.»


تهمینه میلانی نیز در بخشی از یادداشت خود می نویسد:«آرمان گرایی بخشی از یک نسل در این کتاب به خوبی بیان شده و ارتباط عمیقی با خواننده برقرار می کند.پیشنهاد می کنم این کتاب مورد مطالعه نسل جوان ما که اغلب فاصله بعیدی با آرمان گرایی دارند،قرار گیرد،تا شاید پلی باشد برای ارتباط بیشتر و بهتر با نسل پیشین خود.»


در ادامه،کوروش سلیمانی،بازیگر سینما و تلویزیون،به صحبت در مورد کتاب دا پرداخت:«بعد از خواندن این کتاب احساس کردم خدا خودش خوب می دانست چطور اتفاقات دوره دفاع مقدس را حفظ کند.توصیه ای که به دوستان هم سن و سالم دارم این است که این کتاب را بخوانند.سعی می کنم یک مبلّغ برای این کتاب باشم.با خواندن این کتاب با آن که گوشه هایی از جنگ را حس کرده بودم،اما احساس کردم چیزی از جنگ ندیده ام.توانایی مثال زدنی یک نوجوان دختر باید تبدیل به فیلم شود و این اثر نشان خواهد داد که دختران و زنان ایرانی چه توانایی هایی دارند که در آن چنان روزهایی دیده می شود.»

پ.ن:  سعی کنید حتما این کتاب را بخونید ،مخصوصا آقایون را مجبور کنید بخونند، اون وقت نسبت به زن ها و حتی دختر ها دیدشون عوض میشه.