سندروم پایان نامه
متن زیر توسط سرکار خانم شهره مجمع نوشته شده است این متن خوبی است و نشانه ای است از فضای دانشگاهی!! که پس از کسب اجازه از ایشان بر روی وبلاگ قرار داده شد.
سندروم پایان نامه :
هنوز هم وقتی یاد پایان نامه می افتم گریه ام می گیرد. این گریه دو جنبه دارد
یکی اینکه در نوشتن آن خیلی سختی کشیدم خیلی مشقت کشیدم.خیلی ناراحتی دیدم. خیلی دویدم خیلی اذیتم کردند
بعضی وقت ها دیوانه می شدم عصبانی می شدم همه را نفرین می کردم
خیلی آه کشیدم خیلی آه کشیدم از ته دلم
خیلی گریه کردم . موسیقی گوش می دادم و روی پایان نامه ام کار می کردم و گریه می کردم گریه می کردم از ساعت 10 شب تا 3 صبح
از 6 صبح تا 12 ظهر
از 3 بعدازظهر تا 12 شب
من گریه می کردم
2 سال سینما نرفتم 2 سال سفر نرفتم به قولی از بس پشت میز بودم و نوشتم نزدیک بود پشتم قوز در بیاورد
البته خوشحالی هایم هم هر چند کوچک بودند ولی با آنها واقعا شاد می شدم .آن موقع برای همه دعا می کردم
از ته دل و با تمام وجودم با موسیقی روی پایان نامه ام کار می کردم و وقتی شاد بودم باز هم گریه می کردم چون یاد سختی ها می افتادم و گریه می کردم و باز آه می کشیدم
و دوم اینکه بعد از دفاع هم شاد بودم هم ناراحت. دلم برای پایان نامه ام تنگ شده بود دلم برای همه کسانیکه در این کار همراهم بودند و به من کمک کردند و حتی دلم برای همه کسانیکه اذیتم کردند هم تنگ شده بود وباز گریه می کردم
قبل از دفاع با خودم می گفتم هر کس به این پایان نامه حرفی بزند جوابش را می دهم. این را می گویم آن را می گویم ولی انگار در روز دفاع فقط می خواهم یک روز راحت داشته باشم و حتی قادر نیستم حرف های کوبنده بزنم(البته فکر کنم قرص آرام بخشی که خورده بودم تاثیر خود را داشت)
روز دفاع روز خاصی بود بی تاب بودم یک روز خاص که انگار من باید از بچه دو ساله ام (یعنی پایان نامه ام) دفاع بکنم انگار هر کس به این بچه حرفی بزند به من خیلی بر می خورد و انگار من را زیر سوال می برد و بنابراین هیچکس حق ندارد به بچه من حرفی بزند و گرنه......
من خودم هم آخر سر نفهمیدم این دوره کی شاد بودم
به یاد پایان نامه و با آرزوی موفقیت برای تمام کسانیکه این روزها دفاع خواهند داشت
با احترام
فارغ التحصیل خسته
با تشکر از خانم مجمع و آرزوی موفقیت برای ایشان.