تعارف "در چارچوب در"

پدیده فرهنگی تعارف آنچنان در زندگی روزمره بدیهی شده است که فریبکارانه بودن، تملق آمیز بودن و ریاکارانه بودن آن به کلی فراموش شده است. این نکته در جای خود باید مورد تاکید قرار گیرد که فراموشی اگر نبود، دروغگویی امری سهل نمی نمود.فراموشی، زندگی را ممکن می سازد به گونه ای که گاهی حقایق را دروغ و دروغ رابه حقیقت بدل می سازد.من گمان می کنم ما در باب انقلاب و آرمانهای رهایی بخش آن نیز به همین مرض فراموشی دچار شده ایم.چه بسیار حقایقی که امروزه به دروغی بزرگ بدل شده اند!( زین نکته بگذریم که سخن می شود بلند).
گفتیم که تعارف امری ساختگی، تملق آمیز و فریبکارانه است. برای فهم بهتر پدیده تعارف و تاملی پدیدارشناسانه در باب آن،  شاید پرداختن به کنش تعارف" در چارچوب در" راهگشا باشد. "چارچوبهای در" نماد برون بودگی  و درون بودگی همزمان هستند. چارچوب در، نه بیرون است و نه درون . چارچوبهای در،  بنابراین از نوعی موقعیت همسایگی برخوردارند. و بحث تعارف تنها در چنین موقعیتی ممکن می شود. در فرهنگ ما خروج از مرز چیزی، نیازمند تعارف است و ما همیشه در ایران از مرزها و به خصوص چارچوبهای در(اداره، دانشگاه، منزل،و...) که میخواهیم بگذریم با یکدیگر تعارف می کنیم. این بارزترین  چهره تعارف در ایران است( و گاهی خروج از چارچوب در را با امر سیاسی نیز گره می زنیم. برای مثال می گوییم از سمت راست چون راستها حاکم هستند). به نظر من،  تعارف "در چارچوب در" اساسا نشانه نزدیکی ، دوستی و عشق نیست چه آنها که بسیار به هم نزدیکند چنین تعارفی با هم ندارند. احترام جایی پایش به میان کشیده می شود که نوعی غریبگی،بیگانگی و فاصله باشد. البته روشن است که منظور مااز فاصله به معنای زیملی آن است. یعنی فاصله ای که در نزدیکی است نه در دوردستها. بنابراین،تعارف برای  خیلی نزدیک و خیلی دور کاربرد ندارد. یعنی با آدم ناشناس چنین تعارفی درکار نیست. بلکه تعارف با فرد غریبه به معنای زیملی آن ممکن می شود. غریبه از نظر زیمل کسی است که او را می شناسیم در عین حال بخشی از ما نیست.
غریبه نه خودی است و نه کاملا ناشناس. غریبه درآستانه در خانه شماست اما در شمار اهل خانه نمی آید. اگرچه بسیار ممکن است دیده شوداما چندان مورد پذیرش و اعتماد قرار نمی گیرد.به تعبیر زیمل:
 
البته بیگانه در اینجا به مفهومی که تا بحال تلقی ‌می‌شده،‌ یعنی دوره‌گردی که امروز می‌آید و فردا می‌رود، مد نظر نیست بلکه کسی است که امروز می‌آید و فردا می‌ماند- به اصطلاح دوره‌گرد بالقوه‌ای است که گرچه دیگر سکنی گزیده و رخت برنمی‌بندد، اما بر انفصال آمدن و رفتن کاملا غلبه نکرده است(زیمل، غریبه).
 
غریبه زیملی در مفهومی دیگر، همان " غیر خودی" است. "غیر خودی" در کنار ماست و از ما دور نیست. همین فاصله با " غیر خودی" است که او را درخور تعارف می سازد.درست مثل تعارف سیاسی در آستانه درب انتخابات(بهتر است بگویی مرز) که نباید چندان جدی گرفته شود، تعارف در " چارچوب در " نیز جدی گرفته نمی شود. چراکه درست همان لحظه ای که تعارف در چارچوب در درحال شکل گرفتن است، تعارف کننده میل خود را بر خروج از در سرپوش می گذارد.
اینچنین است که می گوییم، تعارف در مرز نوعی دروغگویی و صداقت سرگردان است.در کنش تعارف ، دوستی، عشق و احترام تنها وانمود می شود. آیینی است که برای بجا نیاوردن امری دیگر، بجا آورده می شود.

 

به نقل از جامعه شناسی و زندگی روزمره در ایران