تبليغاتX
.::تــــــــك نـگــــــاه::.
.::تــــــــك نـگــــــاه::.

   http://taknegah.blogfa.com
درباره تک نگاه
وبلاگ گروه علوم اجتماعی گرایش پژوهشگری علوم - دانشگاه الزهرا

عضویت در خبر نامه

مهریـه
شمال تهران رکورددار طلاق
زنان و ازدواج مجدد آنها
رشد طلاق در روستاها
تمایل جوانان ایرانی به تحصیلات
گرایش جوانان امروزی به فرهنگ غربی
نذر آیین بزرگ خدایی
کم رنگ شدن بازی های محلی
افزایش نر خ آسیب های اجتماعی
فرار دختران از خانه
ممانعت از ازدواج دو کودک
خشونت های خانگی علیه زنان
نظریه های جامعه شناسان
پیوندها

پیوندهای روزانه







رونمایی از "چهار چهارشنبه در یک کلاه‌گیس"

رونمایی از "چهار چهارشنبه در یک کلاه‌گیس"

اولین کتاب بهاره رهنما با عنوان "چهار چهارشنبه در یک کلاه‌گیس" رونمایی می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر، در ادامه سلسله جلسات ادبی "رنگ واژه" مجموعه داستان بهاره رهنما نویسنده و بازیگر سینما و تلویزیون تحت عنوان "چهار چهارشنبه در یک کلاه‌گیس" رونمایی می‌شود.

جلسه رونمایی از این کتاب با حضور اهالی سینما و ادبیات برگزار می‌شود.

این نشست ساعت 17 روز شنبه هفته آینده (4 مهرماه) در آتلیه نقاشی علیرضا مجابی (م آذرفر) واقع در ضلع جنوب غربی فلکه دوم صادقیه، برج طلا، طبقه هفتم، واحد دو برگزار می‌شود

منبع :مهر




+ ثبت توسط : سمانه صمدی |

وقتی جامعه شناسان در خدمت جامعه نیستند!

 

 

حتما تا الان فهمیدید که قراره ما دانشجوهای جامعه شناسی چه جور کتاب هایی را بخونیم.

کتاب هایی که تماما افکار و ایده های روشنفکران و جامعه شناسان اون ور آبی است که متاسفانه یا خوشبختانه حتی در کشورهای خودشون هم منسوخ شده است.

ایده هایی که آن قدر قدیمی و کهنه هستند که مجبوریم اول از یک تاریخ چه ی طولانی شروع کنیم و برسیم به تئوری هایی که پر است از چیزهایی که ما هیچی نمیفهمیم ازشون!!!!

اسم رشته ی ما جامعه شناسی است اما تا حالا چقدر جامعه ی خودمون را تو کتاب هایی که میخونیم و درسهایی که گذروندیم دیدیم؟!

یک زمانی فکر میکردیم رشته ی جامعه شناسی یعنی آن قدر جذاب هست که بشود کتاب را آیینه ای از جامعه ی خودمون ببینیم . اما چی شد؟!

به ما گفتند هر جامعه شناسی باید به تحلیل همون جامعه ای بپردازد که در آن بزرگ شده و درس خونده اما الان یک سوال مطرح میشود :

تکلیف ما چیه که درس های ما را جامعه شناسان غربی صد سال پیش ارائه میدهند که هیچی از ایران و اوضاع ایران نمیدانستند و نمیدانند و بعد از ما میخواهند طبق همین تئوری ها موضوعات موجود در جامعه ی خودمون را تحلیل کنیم؟

یک نگاه به کتاب هایی که خوندیم و قراره بخونیم بندازید!

واقعا میشود این کتاب ها را برای دانشجوهای جامعه شناسی ایران مفید دانست؟

سهم ایران و جامعه ی ایرانی توی این کتاب ها کجاست؟

اوضاع جامعه ی ایران را چه به این کتاب ها؟

این ها برای جامعه ی خودشون و زمان خودشون بوده ، نه جامعه ی ما ، نه کشور ما.

از این دم میزنیم که دانشجوی جامعه شناسی هستیم ، اما چه دانشجویی که از جامعه ی خودمون فقط تحلیل های شخصی داریم و این تحلیل ها را از طریق کتاب ها به دست نیاوردیم؟!

داریم میشویم مثل آدم هایی که توی اتاق های دربسته فقط یک سری جمله حفظ میکنند و بعد بدون کمترین اطلاعاتی نسبت به بیرون از اتاق ، درباره ی آنچه بیرون اتفاق میافتد حرف میزنند.

نه! قرار نبود این طوری باشد. به ما نگفته بودند قراره تراکتوری باشیم برای بلعیدن اندیشه هایی که به ما ربطی ندارد و به کارمون نمیاد.

حتما بعد از فارغ التحصیلی توی این رشته بادی به غبغب می اندازیم و میگوییم جامعه شناسیم و مثل بقیه میشینیم و با حرف های دشوار و دهن پرکن از اوضاع جامعه ی ایران حرف میزنیم . تا همه کیف کنند از اطلاعات ما و برامون کف بزنند به خاطر حرف هایی که خودمون هم ازشون چیزی سر در نمی آوریم!!

به چه درد جامعه و مردم میخورد؟!

پس این همه جامعه شناس که فارغ التحصیل میشوند چرا دست به کار نمیشوند؟!

چرا ایده ای نمیدهند؟!

چرا به فکر زندگی شخصی خودشون هستند؟!

فقط توی دوران دانشجویی داد و فریاد میکنند و بعد یا ازدواج میکنند یا به یاد این دوران لبخند میزنند.عجب جامعه شناسانی!!!

چرا باید نشخوار کننده ی افکار و ایده های منسوخ دیگران باشیم ؟!

 




+ ثبت توسط : مرضیه مرادی |

مقاله (ماهواره و فرهنگ ایرانی )
اگر یه زمانی تو مدرسه می نشستیم راجع به سریالهای تلویزیونی خودمون حرف میزدیم ولی حالا دیگه حتی جومونگ هم ترجیح میدیم از شبکه های ماهواره ای ببینیم  . اگر آپارتمان نشین باشید حتما رو پشت بوم خونتون  10، 20 تایی ماهواره هست  .

ماهواره رسانه ای شده که به هیچ وجه گریزی ازش نیست. اگر در یک دوره ای ماهواره ها رو از پشت بومها جمع می کردند حالا دیش هایی اومده که توی خونه وصل میشه و حتما پس فردا ، جیبیش هم میاد. فعلا  تنها کاری که برای مبارزه با تهاجم فرهنگی ماهواره از دست کسانی که نگران  نابودی فرهنگ های قومی و ملی ما هستند بر میاد ،  پارازیت انداختن هاست .اونم نه توی همه ی محله ها.

پارازیت انداختن ها هم یه روزی تموم میشه و ما باید این مسئله رو قبول کنیم که مشکل از خود ماهاست.ما که ادعامون میشه  ما ایرانی ها فرهنگ غنی داریم ،  پس چرا انقدر از تهاجم فرهنگی غربی ها می ترسیم .چرا وقتی فناوری ماهواره وارد کشور ما شد ما با فرهنگ ایرانی خودمون از اون استفاده نکردیم ؟ چرا وقتی روبروی این صفحه ی جادویی میشینیم همه ی فرهنگ و اصلیت خودمون رو فراموش می کنیم ؟

ما به فرهنگ غربی گرایش پیدا می کنیم چون فرهنگ ایرانی به خوبی در ما درونی نشده و برای حفظ  فرهنگ های قومی و ملی ما  مثل شرکت های آمریکایی  سرمایه گذاری نکردندو و تبلیغاتی  صورت  نگرفته  .ما فقط  وقتی تیم ملی مون بعد از صدو بیست و سال میره جام جهانی و یه وقت هایی هم نمیره و میگیم قربون همون تیم چلسی و منچستر ، یادمون میاد که ایرانی هستیم و ایرانی بودنمون بهمون گوشزد میشه.

 ما به یاد آوری ارزشهای فرهنگی از طریق ساخت برنامه های تلویزیونی  و تبلیغات احتیاج داریم و با گنجاندن فرهنگ های قومی و ملی در کتاب های درسی می تونیم بقاء فرهنگ ایرانی رو تضمین کنیم وبه خاطر ترس از  نابودی فرهنگ ایرانی قدرت انتخاب رو از مردم نگیریم و بگذاریم خودشون با رجوع به ارزشهای فرهنگی  که به خوبی در آنها درونی شده  انتخاب کنند .

 پ.ن : به نظر شما داشجویان عزیز ، در استفاده از فناوری های جدید(ماهواره ، ام ام اس و...) چه راه کارها و پیشگیری هایی را می توان پیشنهاد کرد  تا به ارزشهای  فرهنگ ایرانی لطمه وارد نشود و ما دچار غرب زدگی نشویم  ؟




+ ثبت توسط : سمانه صمدی |

دموکراسی یا استبداد؟!
زمانی مردم برای رسیدن به یک زندگی آسوده و به دور از استبداد و زور فریاد برمی آوردند و به دلیل همین اعتراضات حتی جان خود را نیز از دست می دادند اما از پا نمی نشستند و به اعتراض خود ادامه می دادند ُ تا اینکه توانستند حکومت استبدادی ان زمان را براندازند و به آرامش برسند ُ اما امروز به وضوح می بینیم که نه تنها استبداد از بین یرفته بلکه به نوعی دیگر بر کشورمان رخنه کرده و بر جامعه حاکم شده و دموکراسی تنها ُ کلمه ایست برای فریب دادن مردم !!!

آقای شاملو شاعر نامی کشورمان درمورد استبداد دوران یش از انقلاب شعری سروده اند که اکنون در شرایط فعلی جامعه معنای آن را به طور کامل می توان احساس کرد .

کوچه

دهلیزی لاینقطع

درمیان دو دیوار ،

و خلوتی که به سنگینی

چون یری عصاکش از دهلیز سکوت می گذرد .

و آن گاه

آفتاب و سایه ای منکسر ،

نگران و منکسر .

خانه ها

خانه خانه ها .

مردمی و فریادی از فراز :

شهر شطرنجی !

شهر شطرنجی !

دو دیوار و دهلیز سکوت .

و آن گاه

سایه ای از زوال آفتاب دم می زند .

مردمی ، و فریادی از اعماق

مهره نیستیم !

ما مهره نیستیم !




+ ثبت توسط : مهناز کرمی |

اطلاعیه ( عقل و بحث)
عقل و بحث

کتاب «عقل و بحث» اثری است برای آموختن روش‌های تفکر نقادانه که در آن به دقت اما با ایجاز و اختصار مباحث گوناگونی در حوزه‌های فلسفه و منطق جدید مطرح می‌شود و خواننده‌ی علاقه‌مند می‌تواند با تامل در آن و صرف وقت برای انجام تمرین‌ها ورزیدگی‌ ذهنی خود را افزایش دهد.

نشست‌هفتگی شهرکتاب در روز سه‌شنبه دهم شهریور ساعت ۱۶:۳۰ به نقد و بررسی کتاب «عقل و بحث، اشاراتی در تفکر نقادانه» نوشته‌‌ی پیتر تامس گیج با ترجمه‌ی فاطمه ولیانی اختصاص دارد که با حضور هومن پناهنده، حسین شیخ‌رضایی و فاطمه ولیانی برگزار می‌شود.

این نشست در مرکز فرهنگی شهرکتاب واقع در خیابان شهید‌بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر(بخارست)، نبش کوچه سوم، پلاک ۸ برگزار می‌شود. ورود برای علاقه‌مندان آزاد است.

منبع :خوابگرد




+ ثبت توسط : جامعه شناسان |

مطالب گذشته

منوی اصلی

نویسندگان

آرشیو ماهانه

Copy Right © http://taknegah.blogfa.com - Template By : GHALEBKADEH